blastoid

[ایالات متحده]/ˈblæstˌɔɪd/
[بریتانیا]/ˈblastNameˌoʊid/

ترجمه

n. نوعی فسیل از موجودات که به بلستولا شباهت دارد، مرحله اولیه در توسعه جنینی.
Word Forms
جمعblastoids

عبارات و ترکیب‌ها

blastoid structure

ساختار بلاستوئید

blastoid formation

تشکیل بلاستوئید

blastoid morphology

مورفولوژی بلاستوئید

blastoid features

ویژگی‌های بلاستوئید

blastoid development

توسعه بلاستوئید

جملات نمونه

the blastoid fossils were discovered in the sedimentary rock layers.

فسیل‌های بلاستوئید در لایه‌های سنگی رسوبی کشف شدند.

scientists study blastoid species to understand ancient marine life.

دانشمندان گونه‌های بلاستوئید را برای درک حیات دریایی باستانی مطالعه می‌کنند.

the blastoid's unique structure helps in classification.

ساختار منحصر به فرد بلاستوئید به طبقه‌بندی کمک می‌کند.

many blastoid types exhibit radial symmetry.

بسیاری از انواع بلاستوئید تقارن شعاعی نشان می‌دهند.

researchers found that some blastoid species are still alive today.

محققان دریافتند که برخی از گونه‌های بلاستوئید هنوز هم امروزه زنده هستند.

the blastoid's reproductive methods are fascinating to biologists.

روش‌های تولید مثل بلاستوئید برای زیست شناسان جذاب هستند.

blastoid specimens can be found in many natural history museums.

نمونه‌های بلاستوئید را می‌توان در بسیاری از موزه‌های تاریخ طبیعی یافت.

the study of blastoids provides insight into evolutionary processes.

مطالعه بلاستوئیدها بینشی در مورد فرآیندهای تکاملی ارائه می‌دهد.

blastoid characteristics can vary significantly among species.

ویژگی‌های بلاستوئیدها می‌توانند به طور قابل توجهی در بین گونه‌ها متفاوت باشند.

understanding blastoids is crucial for paleontological research.

درک بلاستوئیدها برای تحقیقات دیرینه‌شناسی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید