penuchles game
بازی پینوکله
penuchles strategy
استراتژی پینوکله
penuchles rules
قوانین پینوکله
penuchles tournament
تورنمنت پینوکله
penuchles score
امتیاز پینوکله
penuchles team
تیم پینوکله
penuchles player
بازیکن پینوکله
penuchles match
مسابقه پینوکله
penuchles challenge
چالش پینوکله
penuchles night
شب پینوکله
he has a collection of penuchles from his travels.
او مجموعهای از سنگهای کوچک را از سفرهایش دارد.
she loves to decorate her room with colorful penuchles.
او عاشق تزئین اتاقش با سنگهای کوچک رنگارنگ است.
penuchles can be great conversation starters.
سنگهای کوچک میتوانند شروعکننده مکالمههای خوبی باشند.
he bought some unique penuchles at the flea market.
او سنگهای کوچک منحصربهفردی را در بازار دستدوم خرید.
her desk is filled with penuchles from her childhood.
میز او با سنگهای کوچک از دوران کودکیاش پر شده است.
they exchanged penuchles as a symbol of friendship.
آنها سنگهای کوچک را به عنوان نمادی از دوستی رد و بدل کردند.
he often gifts penuchles to his friends on special occasions.
او اغلب سنگهای کوچک را در مناسبتهای خاص به دوستانش هدیه میدهد.
she found a penuchle that reminded her of her grandmother.
او سنگهای کوچکی پیدا کرد که او را به یاد مادربزرگش میانداخت.
penuchles can hold sentimental value for many people.
سنگهای کوچک میتوانند برای بسیاری از افراد ارزشی احساسی داشته باشند.
he enjoys crafting penuchles from recycled materials.
او از ساختن سنگهای کوچک از مواد بازیافتی لذت میبرد.
penuchles game
بازی پینوکله
penuchles strategy
استراتژی پینوکله
penuchles rules
قوانین پینوکله
penuchles tournament
تورنمنت پینوکله
penuchles score
امتیاز پینوکله
penuchles team
تیم پینوکله
penuchles player
بازیکن پینوکله
penuchles match
مسابقه پینوکله
penuchles challenge
چالش پینوکله
penuchles night
شب پینوکله
he has a collection of penuchles from his travels.
او مجموعهای از سنگهای کوچک را از سفرهایش دارد.
she loves to decorate her room with colorful penuchles.
او عاشق تزئین اتاقش با سنگهای کوچک رنگارنگ است.
penuchles can be great conversation starters.
سنگهای کوچک میتوانند شروعکننده مکالمههای خوبی باشند.
he bought some unique penuchles at the flea market.
او سنگهای کوچک منحصربهفردی را در بازار دستدوم خرید.
her desk is filled with penuchles from her childhood.
میز او با سنگهای کوچک از دوران کودکیاش پر شده است.
they exchanged penuchles as a symbol of friendship.
آنها سنگهای کوچک را به عنوان نمادی از دوستی رد و بدل کردند.
he often gifts penuchles to his friends on special occasions.
او اغلب سنگهای کوچک را در مناسبتهای خاص به دوستانش هدیه میدهد.
she found a penuchle that reminded her of her grandmother.
او سنگهای کوچکی پیدا کرد که او را به یاد مادربزرگش میانداخت.
penuchles can hold sentimental value for many people.
سنگهای کوچک میتوانند برای بسیاری از افراد ارزشی احساسی داشته باشند.
he enjoys crafting penuchles from recycled materials.
او از ساختن سنگهای کوچک از مواد بازیافتی لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید