peptidic

[ایالات متحده]/ˌpɛpˈtɪdɪk/
[بریتانیا]/ˌpɛpˈtɪdɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشتق شده از پپتیدها

عبارات و ترکیب‌ها

peptidic bond

پیپتیدی

peptidic sequence

توالی پپتیدی

peptidic structure

ساختار پپتیدی

peptidic compound

ترکیب پپتیدی

peptidic fragment

قطعه پپتیدی

peptidic nature

طبیعت پپتیدی

peptidic activity

فعالیت پپتیدی

peptidic synthesis

سنتز پپتیدی

peptidic interaction

تعامل پپتیدی

peptidic properties

خواص پپتیدی

جملات نمونه

the peptidic bond is essential for protein structure.

پیپتیدباند برای ساختار پروتئین ضروری است.

researchers are studying peptidic sequences for drug development.

محققان توالی‌های پپتیدی را برای توسعه دارو در حال مطالعه هستند.

peptidic compounds can enhance the immune response.

ترکیبات پپتیدی می‌توانند پاسخ ایمنی را تقویت کنند.

scientists have discovered new peptidic hormones.

دانشمندان هورمون‌های پپتیدی جدیدی کشف کرده‌اند.

peptidic fragments are used in various biochemical assays.

قطعات پپتیدی در انواع آزمایش‌های بیوشیمیایی استفاده می‌شوند.

the peptidic nature of the substance makes it highly reactive.

طبیعت پپتیدی ماده آن را بسیار واکنش‌پذیر می‌کند.

peptidic libraries are valuable for screening potential drugs.

کتابخانه‌های پپتیدی برای غربالگری داروهای بالقوه ارزشمند هستند.

understanding peptidic interactions can lead to new therapies.

درک تعاملات پپتیدی می‌تواند منجر به درمان‌های جدید شود.

peptidic signaling plays a crucial role in cellular communication.

سیگنالینگ پپتیدی نقش مهمی در ارتباطات سلولی ایفا می‌کند.

we need to analyze the peptidic composition of the sample.

ما باید ترکیب پپتیدی نمونه را تجزیه و تحلیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید