proteinous

[ایالات متحده]/ˈprəʊtiːnəs/
[بریتانیا]/ˈproʊtiːnəs/

ترجمه

adj. مربوط به یا شبیه پروتئین

عبارات و ترکیب‌ها

proteinous diet

رژیم پر پروتئین

proteinous food

غذاهای پر پروتئین

proteinous sources

منابع پروتئینی

proteinous meals

وعده‌های غذایی پر پروتئین

proteinous snacks

میان‌وعده‌های پر پروتئین

proteinous supplements

مکمل‌های پر پروتئین

proteinous shakes

شیک‌های پر پروتئین

proteinous content

مقدار پروتئین

proteinous ingredients

مواد تشکیل دهنده پر پروتئین

proteinous recipes

دستورهای غذایی پر پروتئین

جملات نمونه

proteinous foods are essential for muscle growth.

غذاهای پر پروتئین برای رشد عضلات ضروری هستند.

this diet is rich in proteinous sources.

این رژیم غذایی سرشار از منابع پروتئینی است.

many athletes prefer proteinous shakes after workouts.

بسیاری از ورزشکاران ترجیح می دهند بعد از تمرین از مکمل های پروتئینی استفاده کنند.

eggs are a highly proteinous food choice.

تخم مرغ یک انتخاب غذایی بسیار پر پروتئین است.

proteinous snacks can help curb hunger.

میان وعده های پر پروتئین می توانند به کاهش اشتها کمک کنند.

to build muscle, include more proteinous items in your meals.

برای عضله سازی، بیشتر غذاهای پر پروتئین را در وعده های غذایی خود بگنجانید.

fish is a great proteinous option for dinner.

ماهی یک گزینه عالی پر پروتئین برای شام است.

proteinous diets can support weight loss efforts.

رژیم های غذایی پر پروتئین می توانند از تلاش های کاهش وزن حمایت کنند.

legumes are a proteinous alternative to meat.

حبوبات جایگزینی پر پروتئین برای گوشت هستند.

proteinous ingredients are vital for a balanced diet.

مواد مغذی پر پروتئین برای یک رژیم غذایی متعادل حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید