perdix

[ایالات متحده]/ˈpɜːdɪks/
[بریتانیا]/ˈpɜrdɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از پرندگان در خانواده Phasianidae، که به طور معمول به عنوان قرقاول‌ها شناخته می‌شوند
Word Forms
جمعperdixes

عبارات و ترکیب‌ها

perdix species

گونه‌های پردیکس

perdix habitat

زیستگاه پردیکس

perdix population

جمعیت پردیکس

perdix conservation

حفظ پردیکس

perdix behavior

رفتار پردیکس

perdix breeding

تکثیر پردیکس

perdix diet

رژیم غذایی پردیکس

perdix hunting

شکار پردیکس

perdix ecology

اکولوژی پردیکس

perdix research

تحقیقات پردیکس

جملات نمونه

the perdix is a type of bird commonly found in europe.

مرغ پردیكس نوعی پرنده است که معمولاً در اروپا یافت می شود.

many hunters seek the perdix for sport.

بسیاری از شکارچیان به منظور تفریح به دنبال مرغ پردیكس هستند.

the perdix can be recognized by its distinctive plumage.

مرغ پردیكس را می توان از پرهای خاص آن تشخیص داد.

conservation efforts are important for the perdix population.

تلاش های حفاظتی برای حفظ جمعیت مرغ پردیكس مهم هستند.

the perdix is known for its unique mating rituals.

مرغ پردیكس به دلیل آیین جفت گیری منحصر به فردش شناخته شده است.

in the wild, the perdix often feeds on seeds and insects.

در طبیعت، مرغ پردیكس اغلب از دانه ها و حشرات تغذیه می کند.

the perdix is a symbol of resilience in nature.

مرغ پردیكس نماد تاب آوری در طبیعت است.

birdwatchers often travel to observe the perdix in its habitat.

مشاهدان پرندگان اغلب برای مشاهده مرغ پردیكس در زیستگاه خود سفر می کنند.

perdix populations can be affected by habitat loss.

جمعیت مرغ پردیكس می تواند تحت تأثیر از دست دادن زیستگاه قرار گیرد.

learning about the perdix can enhance our understanding of biodiversity.

آشنایی با مرغ پردیكس می تواند درک ما از تنوع زیستی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید