quail

[ایالات متحده]/kweɪl/
[بریتانیا]/kweɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. احساس ترس کردن؛ عقب نشینی کردن، خجالتی بودن
n. یک پرنده کوچک، مهاجر از خانواده طاووس

عبارات و ترکیب‌ها

quail eggs

تخم اردک آبی

quail meat

گوشت اردک آبی

quail egg

تخم مرغ کبابی

جملات نمونه

I quailed at the danger.

من از خطر ترسیدم.

she quailed at his heartless words.

او با شنیدن سخنان بی‌رحمانه او دچار ترس شد.

He quailed at the thought of meeting the President.

او از فکر ملاقات با رئیس‌جمهور ترسید.

Quail and Foie Gras Lollipops with Leek and wild Mushroom Cannelloni.

شیرینیجات اردک و فوآ گرا با کانلونی پیازچه و قارچ وحشی.

LC50 for mallard ducks and bobwhite quail >4640 mg/kg.

LC50 برای اردک‌های خریدار و کبوترهای سفید بزرگتر از 4640 میلی‌گرم در کیلوگرم.

the arrangement of the mammillas of inner surface was Common Quail, Silver Pheasant,Pheasant-tailed Jacana and Ashy Drongo;

چیدمان پستانه‌ها در سطح داخلی شامل کبک معمولی، طاووس نقره‌ای، جاکانا با دمی مانند پر طاووس و درنگوی خاکستری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید