perfumers

[ایالات متحده]/pəˈfjʊːmə/
[بریتانیا]/pərˈfjuːmər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که عطرها را ایجاد یا می‌فروشد; دستگاهی برای اسپری کردن عطر

عبارات و ترکیب‌ها

master perfumer

استاد عطرساز

celebrity perfumer

عطرساز مشهور

niche perfumer

عطرساز خاص

famous perfumer

عطرساز معروف

local perfumer

عطرساز محلی

independent perfumer

عطرساز مستقل

professional perfumer

عطرساز حرفه‌ای

luxury perfumer

عطرساز لوکس

artisanal perfumer

عطرساز هنری

fragrance perfumer

عطرساز عطر

جملات نمونه

the perfumer created a unique fragrance for the new perfume line.

عطار یک عطر منحصر به فرد برای خط تولید عطر جدید ایجاد کرد.

many perfumers study the art of scent blending.

بسیاری از عطاران هنر ترکیب بوها را مطالعه می‌کنند.

a skilled perfumer knows how to balance different notes.

یک عطار ماهر می‌داند چگونه نت‌های مختلف را متعادل کند.

the perfumer used rare ingredients to enhance the fragrance.

عطار از مواد کمیاب برای افزایش عطر استفاده کرد.

she dreams of becoming a famous perfumer one day.

او رویای تبدیل شدن به یک عطار مشهور را در یک روز دارد.

the perfumer held a workshop to teach others about fragrance creation.

عطار یک کارگاه برگزار کرد تا به دیگران در مورد ایجاد عطر آموزش دهد.

he consulted with a perfumer to develop a signature scent.

او برای توسعه یک عطر امضای منحصر به فرد با یک عطار مشورت کرد.

the perfumer's expertise is essential in the fragrance industry.

تخصص عطار در صنعت عطر ضروری است.

as a perfumer, she spends hours experimenting with different scents.

به عنوان یک عطار، او ساعت‌ها با بوهای مختلف آزمایش می‌کند.

the perfumer collaborated with a fashion designer for a new scent.

عطار با یک طراح مد برای یک عطر جدید همکاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید