perhaps

[ایالات متحده]/pə'hæps/
[بریتانیا]/pɚ'hæps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. احتمالاً; شاید
n. فرض; حدس; موضوع نامشخص

جملات نمونه

Perhaps it will rain in the afternoon.

شاید در بعد از ظهر باران ببارد.

this story is perhaps just a bit of blarney.

شاید این داستان فقط کمی چاپلوسی باشد.

perhaps the best comparison is that of seasickness.

شاید بهترین مقایسه، حالت تهوع دریا باشد.

perhaps the youth was just plain stupid.

شاید جوان فقط ساده لوح بود.

a vast and perhaps quixotic project.

یک پروژه وسیع و شاید خیال‌پردازانه.

perhaps I was a superficial person.

شاید من یک فرد سطحی بودم.

it was that big, perhaps even bigger.

آنقدر بزرگ بود، شاید حتی بزرگتر.

perhaps I wrong him.

شاید من در مورد او اشتباه می کنم.

a civet, perhaps, or maybe a daube.

بوی بد، شاید، یا شاید یک دابه.

Perhaps the letter will come today.

شاید نامه امروز برسد.

Perhaps our team will win.

شاید تیم ما برنده شود.

Perhaps I can help you.

شاید بتوانم به شما کمک کنم.

Perhaps we are all just chasing a mirage.

شاید همه ما فقط در حال تعقیب یک سراب هستیم.

emigration is perhaps the best gauge of public unease.

به نظر می رسد مهاجرت بهترین معیار نارضایتی عمومی است.

perhaps he's regretting his impulsive offer.

شاید او پیشنهاد تکانگی خود را پشیمان است.

perhaps I am atoning for my misspent youth.

شاید من در حال جبران جوانی هدر رفته‌ام.

perhaps I should have been frank with him.

شاید باید با او صادقانه رفتار می کردم.

would you perhaps consent to act as our guide?.

آیا ممکن است اجازه دهید به عنوان راهنمای ما عمل کنید؟.

perhaps the postulate of Babylonian influence on Greek astronomy is incorrect.

شاید فرضیه تأثیر بابل بر اخترجویی یونانی نادرست باشد.

perhaps one can even retool for the afterlife.

شاید بتوان حتی برای زندگی پس از مرگ بازسازی کرد.

نمونه‌های واقعی

Perhaps I 'll answer you and perhaps I will not.

شاید به شما پاسخ دهم و شاید هم ندادم.

منبع: Five Children and It

That kind of expertise is also perhaps an obstacle.

آن نوع تخصص نیز شاید یک مانع باشد.

منبع: Harvard Business Review

I'll keep these bits perhaps for a trifle.

شاید این قطعات را برای یک لحظه نگه دارم.

منبع: Victoria Kitchen

They could get some money perhaps from Prince Charles.

شاید آنها بتوانند مقداری پول از شاهزاده چارلز به دست آورند.

منبع: NPR News February 2020 Compilation

Perhaps you traversed some potholes along the way.

شاید شما در طول مسیر برخی گودال ها را طی کرده اید.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

Could it be some kind of animal –an ape perhaps?

آیا می تواند نوعی حیوان باشد - یک میمون شاید؟

منبع: BBC Reading Classics to Learn Vocabulary

Perhaps not, he thought. Perhaps I was only better armed.

شاید نه، به این فکر کرد. شاید من فقط بهتر مسلح بودم.

منبع: The Old Man and the Sea

If you had£50, perhaps you would stay away for three months.

اگر 50 پوند داشتید، شاید برای سه ماه دور میشدید.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

It flies away from him perhaps when he needs it most.

شاید وقتی بیشتر به آن نیاز دارد از او دور می شود.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

And there's no perhaps. This is what we're doing.

و هیچ شاید وجود ندارد. ما داریم این کار را انجام می دهیم.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید