peridium

[ایالات متحده]/pəˈrɪdɪəm/
[بریتانیا]/pəˈrɪdɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (پوشش برخی از قارچ‌ها)

عبارات و ترکیب‌ها

peridium layer

لایه پریدیوم

peridium structure

ساختار پریدیوم

peridium wall

دیوار پریدیوم

peridium fungi

قارچ‌های پریدیوم

peridium opening

دهانه پریدیوم

peridium function

عملکرد پریدیوم

peridium species

گونه‌های پریدیوم

peridium characteristics

ویژگی‌های پریدیوم

peridium formation

تشکیل پریدیوم

peridium development

توسعه پریدیوم

جملات نمونه

the peridium of the fungus protects its spores.

پریدیوم قارچ از قارچ محافظت می کند.

scientists study the peridium to understand fungal reproduction.

دانشمندان پریدیوم را برای درک تولید مثل قارچ مطالعه می کنند.

the peridium can vary in texture and color.

پریدیوم می تواند در بافت و رنگ متفاوت باشد.

in some species, the peridium is thick and leathery.

در برخی گونه ها، پریدیوم ضخیم و چرمی است.

the peridium plays a crucial role in the life cycle of fungi.

پریدیوم نقش مهمی در چرخه زندگی قارچ دارد.

researchers have identified several types of peridium.

محققان انواع مختلفی از پریدیوم را شناسایی کرده اند.

the peridium can help in the classification of fungal species.

پریدیوم می تواند به طبقه بندی گونه های قارچ کمک کند.

some fungi have a fragile peridium that easily breaks.

برخی از قارچ ها دارای پریدیومی شکننده هستند که به راحتی می شکند.

the peridium often has a distinct odor when mature.

پریدیوم اغلب در هنگام بلوغ بوی مشخصی دارد.

understanding the peridium is essential for mycologists.

درک پریدیوم برای قارچ شناسان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید