perimenopausal symptoms
علائم دوران پیش از یائسگی
perimenopausal woman
زن دوران پیش از یائسگی
perimenopausal stage
مرحله دوران پیش از یائسگی
perimenopausal years
سالهای دوران پیش از یائسگی
diagnosed perimenopausal
تشخیص داده شده در دوران پیش از یائسگی
perimenopausal mood
حالت روحی در دوران پیش از یائسگی
she is experiencing mood swings and hot flashes, likely perimenopausal.
او دچار نوسانات خلقی و گرگ و خاکستری است، به احتمال زیاد در دوران پیش از یائسگی قرار دارد.
doctors often recommend lifestyle changes for women going through perimenopausal symptoms.
پزشکان اغلب تغییرات سبک زندگی را برای زنانی که علائم پیش از یائسگی را تجربه می کنند توصیه می کنند.
irregular periods are a common sign of being perimenopausal.
قاعدگی نامنظم یک نشانه رایج از قرار گرفتن در دوران پیش از یائسگی است.
many women find hormone therapy helpful during their perimenopausal years.
بسیاری از زنان در دوران پیش از یائسگی خود درمان هورمونی را مفید می دانند.
understanding the perimenopausal transition can help women prepare for menopause.
درک دوره گذار پیش از یائسگی می تواند به زنان کمک کند تا برای یائسگی آماده شوند.
sleep disturbances are frequently reported by women in their perimenopausal stage.
اختلالات خواب به طور مکرر توسط زنانی که در مرحله پیش از یائسگی هستند گزارش می شود.
vaginal dryness is a common complaint among women experiencing perimenopausal changes.
خشکی واژن یک شکایت رایج در بین زنانی است که تغییرات دوران پیش از یائسگی را تجربه می کنند.
she consulted a gynecologist about her perimenopausal symptoms.
او در مورد علائم پیش از یائسگی خود با یک متخصص زنان مشورت کرد.
the perimenopausal period can last several years.
دوره پیش از یائسگی می تواند چندین سال طول بکشد.
diet and exercise can positively impact the perimenopausal experience.
رژیم غذایی و ورزش می تواند تأثیر مثبتی بر تجربه دوران پیش از یائسگی داشته باشد.
cognitive changes are sometimes reported during the perimenopausal phase.
تغییرات شناختی گاهی در طول مرحله پیش از یائسگی گزارش می شود.
perimenopausal symptoms
علائم دوران پیش از یائسگی
perimenopausal woman
زن دوران پیش از یائسگی
perimenopausal stage
مرحله دوران پیش از یائسگی
perimenopausal years
سالهای دوران پیش از یائسگی
diagnosed perimenopausal
تشخیص داده شده در دوران پیش از یائسگی
perimenopausal mood
حالت روحی در دوران پیش از یائسگی
she is experiencing mood swings and hot flashes, likely perimenopausal.
او دچار نوسانات خلقی و گرگ و خاکستری است، به احتمال زیاد در دوران پیش از یائسگی قرار دارد.
doctors often recommend lifestyle changes for women going through perimenopausal symptoms.
پزشکان اغلب تغییرات سبک زندگی را برای زنانی که علائم پیش از یائسگی را تجربه می کنند توصیه می کنند.
irregular periods are a common sign of being perimenopausal.
قاعدگی نامنظم یک نشانه رایج از قرار گرفتن در دوران پیش از یائسگی است.
many women find hormone therapy helpful during their perimenopausal years.
بسیاری از زنان در دوران پیش از یائسگی خود درمان هورمونی را مفید می دانند.
understanding the perimenopausal transition can help women prepare for menopause.
درک دوره گذار پیش از یائسگی می تواند به زنان کمک کند تا برای یائسگی آماده شوند.
sleep disturbances are frequently reported by women in their perimenopausal stage.
اختلالات خواب به طور مکرر توسط زنانی که در مرحله پیش از یائسگی هستند گزارش می شود.
vaginal dryness is a common complaint among women experiencing perimenopausal changes.
خشکی واژن یک شکایت رایج در بین زنانی است که تغییرات دوران پیش از یائسگی را تجربه می کنند.
she consulted a gynecologist about her perimenopausal symptoms.
او در مورد علائم پیش از یائسگی خود با یک متخصص زنان مشورت کرد.
the perimenopausal period can last several years.
دوره پیش از یائسگی می تواند چندین سال طول بکشد.
diet and exercise can positively impact the perimenopausal experience.
رژیم غذایی و ورزش می تواند تأثیر مثبتی بر تجربه دوران پیش از یائسگی داشته باشد.
cognitive changes are sometimes reported during the perimenopausal phase.
تغییرات شناختی گاهی در طول مرحله پیش از یائسگی گزارش می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید