peripety

[ایالات متحده]/ˌperɪˈpiːti/
[بریتانیا]/ˌperɪˈpiːti/

ترجمه

n. یک تغییر ناگهانی و غیرمنتظره در حالات یا تغییر ناگهانی در شرایط
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the play features a dramatic peripety when the hero discovers his enemy's true identity.

این بازی یک پریپتی دрамاتیک دارد که وقتی قهرمان هویت دشمنش را کشف می‌کند.

critics praised the sudden peripety that transformed the protagonist's fate.

بازیگران از پریپتی ناگهانی که سرنوشت شخص اصلی را تغییر داد تقدیر کردند.

the novel's tragic peripety left readers emotionally devastated.

پریپتی تراژیک این رمان خوانندگان را احساسی خیلی زیاد نابود کرد.

the narrative peripety occurs at the midpoint of the story.

پریپتی داستان در نیمه‌ی داستان رخ می‌دهد.

aristotle defined peripety as a reversal of circumstances.

ارسطو پریپتی را به عنوان یک تغییر در شرایط تعریف کرد.

the film uses peripety to subvert audience expectations.

فیلم از پریپتی برای تغییر انتظارات مخاطب استفاده می‌کند.

many shakespearean tragedies contain a powerful peripety.

بیشتر تراژی‌های شکسپیر یک پریپتی قدرتمند دارند.

the story's emotional peripety marks the climax of the drama.

پریپتی احساسی داستان نشان‌دهنده‌ی اوج دراماست.

viewers were shocked by the unexpected peripety in the final scene.

بیننده‌ها از پریپتی غیرمنتظره در صحنه‌ی پایانی شوک خورده‌اند.

the playwright crafted a shocking peripety that changed everything.

نویسنده‌ی بازیگر یک پریپتی شوک‌زا را طراحی کرد که همه چیز را تغییر داد.

classic peripety often involves a moment of anagnorisis.

پریپتی کلاسیک معمولاً یک لحظه‌ی آنآگنوریسیس را شامل می‌شود.

the series' biggest peripety was the character's sudden betrayal.

بزرگ‌ترین پریپتی سری، خیانت ناگهانی شخصیت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید