perplexedly

[ایالات متحده]/pəˈplɛksɪdli/
[بریتانیا]/pərˈplɛksɪdli/

ترجمه

adv. به طور گیج کننده یا سردرگم

عبارات و ترکیب‌ها

perplexedly confused

گیج و سردرگم

looked perplexedly

با حیرت نگاه کرد

spoke perplexedly

با حیرت صحبت کرد

perplexedly stared

با حیرت خیره شد

perplexedly responded

با حیرت پاسخ داد

perplexedly asked

با حیرت پرسید

perplexedly wondered

با حیرت فکر کرد

perplexedly glanced

با حیرت نگاهی انداخت

perplexedly nodded

با حیرت سر تکان داد

perplexedly laughed

با حیرت خندید

جملات نمونه

she looked at the complex puzzle perplexedly.

او با تعجب به پازل پیچیده نگاه کرد.

he scratched his head perplexedly, trying to solve the riddle.

او با سرش خاراند و با گیجی سعی کرد معما را حل کند.

the teacher explained the concept, but the students still stared perplexedly.

معلم مفهوم را توضیح داد، اما دانش آموزان هنوز با گیجی خیره شدند.

she walked through the unfamiliar city, feeling perplexedly lost.

او در شهر ناآشنا قدم زد و احساس کرد که با گیجی گم شده است.

he responded to the strange question perplexedly.

او با گیجی به سؤال عجیب پاسخ داد.

the child looked perplexedly at the strange animal.

کودک با تعجب به حیوان عجیب نگاه کرد.

they exchanged perplexedly glances during the confusing meeting.

آنها در طول جلسه گیج کننده نگاه های گیجانه ای رد و بدل کردند.

she stood perplexedly at the crossroads, unsure which way to go.

او با گیجی در چهارراه ایستاد و نمی دانست کدام راه را برود.

he read the instructions perplexedly, unable to understand them.

او دستورالعمل ها را با گیجی خواند و نمی توانست آنها را بفهمد.

the audience watched the performance perplexedly, not knowing what to expect.

تماشاگران با گیجی عملکرد را تماشا کردند و نمی دانستند چه انتظاری داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید