| جمع | perspexes |
5.Mounted police in riot gear, their horses fitted with perspex face masks and shin protectors, formed a line to block Collins St west of Russell St as police battled to reerect the barriers.
5. پلیس سواره نظام با تجهیزات ضد شورش، اسبهایشان مجهز به ماسکهای صورت و محافظهای ساق پا از پلکسیکلاس ساخته شده، یک خط برای مسدود کردن خیابان کالینز غرب خیابان راسل تشکیل دادند، در حالی که پلیس برای بازسازی موانع میجنگید.
The display case is made of perspex.
ویترین از پلکسیکلاس ساخته شده است.
She bought a perspex box to store her jewelry.
او یک جعبه پلکسیکلاس برای نگهداری جواهراتش خرید.
The perspex screen protected the artwork from dust.
صفحه پلکسیکلاس اثر هنری را از گرد و غبار محافظت کرد.
He installed perspex panels on the ceiling for better lighting.
او پنلهای پلکسیکلاس را روی سقف برای نورپردازی بهتر نصب کرد.
The shop window was covered with perspex to prevent break-ins.
نکستهشاپ با پلکسیکلاس پوشانده شده بود تا از شکستن قفل جلوگیری شود.
The perspex sheet was used as a room divider in the office.
ورق پلکسیکلاس به عنوان جداکننده اتاق در دفتر استفاده شد.
The perspex material is lightweight and durable.
مواد پلکسیکلاس سبک وزن و بادوام است.
The perspex table adds a modern touch to the living room.
میز پلکسیکلاس جلوهای مدرن به اتاق نشیمن میبخشد.
She wore perspex heels to the party.
او در مهمانی پاشنه های پلکسیکلاس پوشید.
The artist used perspex in his latest sculpture.
هنرمند از پلکسیکلاس در آخرین مجسمهاش استفاده کرد.
5.Mounted police in riot gear, their horses fitted with perspex face masks and shin protectors, formed a line to block Collins St west of Russell St as police battled to reerect the barriers.
5. پلیس سواره نظام با تجهیزات ضد شورش، اسبهایشان مجهز به ماسکهای صورت و محافظهای ساق پا از پلکسیکلاس ساخته شده، یک خط برای مسدود کردن خیابان کالینز غرب خیابان راسل تشکیل دادند، در حالی که پلیس برای بازسازی موانع میجنگید.
The display case is made of perspex.
ویترین از پلکسیکلاس ساخته شده است.
She bought a perspex box to store her jewelry.
او یک جعبه پلکسیکلاس برای نگهداری جواهراتش خرید.
The perspex screen protected the artwork from dust.
صفحه پلکسیکلاس اثر هنری را از گرد و غبار محافظت کرد.
He installed perspex panels on the ceiling for better lighting.
او پنلهای پلکسیکلاس را روی سقف برای نورپردازی بهتر نصب کرد.
The shop window was covered with perspex to prevent break-ins.
نکستهشاپ با پلکسیکلاس پوشانده شده بود تا از شکستن قفل جلوگیری شود.
The perspex sheet was used as a room divider in the office.
ورق پلکسیکلاس به عنوان جداکننده اتاق در دفتر استفاده شد.
The perspex material is lightweight and durable.
مواد پلکسیکلاس سبک وزن و بادوام است.
The perspex table adds a modern touch to the living room.
میز پلکسیکلاس جلوهای مدرن به اتاق نشیمن میبخشد.
She wore perspex heels to the party.
او در مهمانی پاشنه های پلکسیکلاس پوشید.
The artist used perspex in his latest sculpture.
هنرمند از پلکسیکلاس در آخرین مجسمهاش استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید