peskiness

[ایالات متحده]/ˈpɛski.nəs/
[بریتانیا]/ˈpɛski.nəs/

ترجمه

n. کیفیت آزاردهنده یا مزاحم بودن

عبارات و ترکیب‌ها

peskiness factor

عامل مزاحمت

peskiness level

سطح مزاحمت

peskiness issue

مشکل مزاحمت

peskiness problem

مشکل مزاحمت

peskiness scale

مقیاس مزاحمت

peskiness alert

هشدار مزاحمت

peskiness threshold

آستانه مزاحمت

peskiness challenge

چالش مزاحمت

جملات نمونه

her constant questions added to the peskiness of the meeting.

سوالات مداوم او به کلافگی جلسه اضافه شد.

the peskiness of the flies made it hard to enjoy the picnic.

کلافگی مگس ها باعث شد از پیک نیک لذت نبرم.

he couldn't focus due to the peskiness of his noisy neighbors.

به دلیل کلافگی همسایگان پر سر و صدا، او نتوانست تمرکز کند.

despite the peskiness of the task, she completed it on time.

با وجود کلافگی وظیفه، او آن را به موقع به پایان رساند.

the peskiness of the traffic made her late for the appointment.

کلافگی ترافیک باعث شد او برای قرار ملاقات دیر کند.

he complained about the peskiness of the software bugs.

او در مورد کلافگی اشکالات نرم افزاری شکایت کرد.

dealing with the peskiness of paperwork can be exhausting.

رسیدگی به کلافگی کارهای اداری می تواند خسته کننده باشد.

the peskiness of her little brother often drove her crazy.

کلافگی برادر کوچکش اغلب او را دیوانه می کرد.

he found the peskiness of the sales calls very annoying.

او تماس های فروش را بسیار آزاردهنده یافت.

she tried to ignore the peskiness of the mosquitoes.

او سعی کرد کلافگی حشرات را نادیده بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید