pesos

[ایالات متحده]/ˈpeɪsəʊz/
[بریتانیا]/ˈpeɪsoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم پزو، واحدی از ارز خارجی

عبارات و ترکیب‌ها

ten pesos

ده پِسو

fifty pesos

پنجاه پِسو

hundred pesos

صد پِسو

two pesos

دو پِسو

five pesos

پنج پِسو

twenty pesos

بیست پِسو

one peso

یک پِسو

three pesos

سه پِسو

four pesos

چهار پِسو

seventy pesos

هفتاد پِسو

جملات نمونه

he paid fifty pesos for the meal.

او پنجاه پِسو برای غذا پرداخت.

the ticket costs twenty pesos.

بلیط بیست پِسو هزینه دارد.

she saved up a hundred pesos for the concert.

او برای کنسرت صد پِسو پس انداز کرد.

can you lend me some pesos?

می‌توانی مقداری پِسو به من قرض بدهی؟

they exchanged dollars for pesos at the bank.

آنها دلار را در بانک با پِسو عوض کردند.

he found a wallet with two hundred pesos.

او کیف پولی با دویست پِسو پیدا کرد.

the price of the book is only thirty pesos.

قیمت کتاب فقط سی پِسو است.

we spent several pesos on souvenirs.

ما چند پِسو برای سوغاتی خرج کردیم.

she offered him a few pesos as a tip.

او چند پِسو به عنوان انعام به او پیشنهاد داد.

he won a prize of five hundred pesos.

او جایزه ای به ارزش پانصد پِسو برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید