pestling tool
ابزار کوبنده
pestling action
عمل کوبیدن
pestling process
فرآیند کوبیدن
pestling motion
حرکت کوبنده
pestling technique
تکنیک کوبیدن
pestling bowl
کاسه کوبنده
pestling grain
کوبیدن دانه
pestling herbs
کوبیدن گیاهان دارویی
pestling spices
کوبیدن ادویهها
pestling method
روش کوبیدن
the chef used a pestling to grind the spices.
سرآشپز از یک هاون برای آسیاب کردن ادویهها استفاده کرد.
she enjoyed pestling herbs for her homemade pesto.
او از آسیاب کردن گیاهان دارویی برای تهیه پستوی خانگی خود لذت می برد.
the traditional method involves pestling the grains.
روش سنتی شامل آسیاب کردن دانهها است.
he spent the afternoon pestling the ingredients for the soup.
او بعد از ظهر را صرف آسیاب کردن مواد لازم برای سوپ کرد.
pestling the garlic releases its essential oils.
آسیاب کردن سیر باعث آزاد شدن روغن های ضروری آن می شود.
the mortar and pestle are essential tools in the kitchen.
هاون و دسته از ابزارهای ضروری در آشپزخانه هستند.
she prefers pestling her spices instead of using a grinder.
او ترجیح می دهد ادویه های خود را به جای استفاده از آسیاب آسیاب کند.
the sound of pestling can be quite soothing.
صدای آسیاب کردن می تواند بسیار آرامش بخش باشد.
they demonstrated the art of pestling during the cooking class.
آنها هنر آسیاب کردن را در طول کلاس آشپزی به نمایش گذاشتند.
pestling is a skill that improves with practice.
آسیاب کردن مهارتی است که با تمرین بهبود می یابد.
pestling tool
ابزار کوبنده
pestling action
عمل کوبیدن
pestling process
فرآیند کوبیدن
pestling motion
حرکت کوبنده
pestling technique
تکنیک کوبیدن
pestling bowl
کاسه کوبنده
pestling grain
کوبیدن دانه
pestling herbs
کوبیدن گیاهان دارویی
pestling spices
کوبیدن ادویهها
pestling method
روش کوبیدن
the chef used a pestling to grind the spices.
سرآشپز از یک هاون برای آسیاب کردن ادویهها استفاده کرد.
she enjoyed pestling herbs for her homemade pesto.
او از آسیاب کردن گیاهان دارویی برای تهیه پستوی خانگی خود لذت می برد.
the traditional method involves pestling the grains.
روش سنتی شامل آسیاب کردن دانهها است.
he spent the afternoon pestling the ingredients for the soup.
او بعد از ظهر را صرف آسیاب کردن مواد لازم برای سوپ کرد.
pestling the garlic releases its essential oils.
آسیاب کردن سیر باعث آزاد شدن روغن های ضروری آن می شود.
the mortar and pestle are essential tools in the kitchen.
هاون و دسته از ابزارهای ضروری در آشپزخانه هستند.
she prefers pestling her spices instead of using a grinder.
او ترجیح می دهد ادویه های خود را به جای استفاده از آسیاب آسیاب کند.
the sound of pestling can be quite soothing.
صدای آسیاب کردن می تواند بسیار آرامش بخش باشد.
they demonstrated the art of pestling during the cooking class.
آنها هنر آسیاب کردن را در طول کلاس آشپزی به نمایش گذاشتند.
pestling is a skill that improves with practice.
آسیاب کردن مهارتی است که با تمرین بهبود می یابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید