pewter jewelry
زیورآلات حلبی
pewter mug
ماگ حلبی
looking back at that pewter sky.
نگاهی به آن آسمان رنگ سربی
Elasticated black fishnet, encrusted with a galaxy of Olive crystals, between bat-tipped, pewter bars.
ملحفه ماهیگیری مشکی کشسان، آغشته به کهکشان کریستالهای زیتون، بین میلههای نقرهای با نوک خفاش.
The antique shop sells pewter tankards and candlesticks.
فروشگاه عتیقهفروشی، تنگها و شمعدانهای حلبی میفروشد.
She inherited a set of pewter cutlery from her grandmother.
او مجموعهای از وسایل غذاخوری حلبی را از مادربزرگش به ارث برد.
The pewter vase gleamed on the mantelpiece.
گلدان حلبی روی شومینه میدرخشید.
He crafted a beautiful pewter figurine as a gift.
او به عنوان هدیه، یک مجسمه کوچک حلبی زیبا ساخت.
Pewter is a popular material for making jewelry.
حلبی یک ماده محبوب برای ساخت جواهرات است.
The pewter frame added a touch of elegance to the painting.
قاب حلبی، ظاهری زیبا به نقاشی بخشید.
The pewter industry has a long history in this region.
صنعت حلبی در این منطقه تاریخ طولانی دارد.
She collected pewter miniatures from around the world.
او مجسمههای کوچک حلبی را از سراسر جهان جمعآوری کرد.
The pewter teapot was a cherished family heirloom.
کتری حلبی یک ارثیه خانوادگی ارزشمند بود.
The pewter sculpture depicted a scene from mythology.
مجسمه حلبی صحنهای از اساطیر را به تصویر میکشید.
pewter jewelry
زیورآلات حلبی
pewter mug
ماگ حلبی
looking back at that pewter sky.
نگاهی به آن آسمان رنگ سربی
Elasticated black fishnet, encrusted with a galaxy of Olive crystals, between bat-tipped, pewter bars.
ملحفه ماهیگیری مشکی کشسان، آغشته به کهکشان کریستالهای زیتون، بین میلههای نقرهای با نوک خفاش.
The antique shop sells pewter tankards and candlesticks.
فروشگاه عتیقهفروشی، تنگها و شمعدانهای حلبی میفروشد.
She inherited a set of pewter cutlery from her grandmother.
او مجموعهای از وسایل غذاخوری حلبی را از مادربزرگش به ارث برد.
The pewter vase gleamed on the mantelpiece.
گلدان حلبی روی شومینه میدرخشید.
He crafted a beautiful pewter figurine as a gift.
او به عنوان هدیه، یک مجسمه کوچک حلبی زیبا ساخت.
Pewter is a popular material for making jewelry.
حلبی یک ماده محبوب برای ساخت جواهرات است.
The pewter frame added a touch of elegance to the painting.
قاب حلبی، ظاهری زیبا به نقاشی بخشید.
The pewter industry has a long history in this region.
صنعت حلبی در این منطقه تاریخ طولانی دارد.
She collected pewter miniatures from around the world.
او مجسمههای کوچک حلبی را از سراسر جهان جمعآوری کرد.
The pewter teapot was a cherished family heirloom.
کتری حلبی یک ارثیه خانوادگی ارزشمند بود.
The pewter sculpture depicted a scene from mythology.
مجسمه حلبی صحنهای از اساطیر را به تصویر میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید