silver-gray hair
مو نقرهای-خاکستری
silver-gray sky
آسمان نقرهای-خاکستری
silver-gray light
نور نقرهای-خاکستری
silver-gray tone
تناژ نقرهای-خاکستری
silver-gray suit
کت نقرهای-خاکستری
silver-gray color
رنگ نقرهای-خاکستری
turning silver-gray
تبدیل شدن به نقرهای-خاکستری
a silver-gray hue
یک رنگ نقرهای-خاکستری
silver-gray shadows
سایههای نقرهای-خاکستری
silver-gray finish
پوشش نقرهای-خاکستری
the silver-gray clouds hinted at an approaching storm.
اَبرهای نقرهای-خاكستری نشاندهنده نزديک شدن طوفان بودند.
she wore a silver-gray scarf that complemented her eyes.
او یک روسری نقرهای-خاكستری پوشيده بود كه با چشمانش هماهنگ بود.
the antique mirror had a beautiful silver-gray patina.
آینه قدیمی دارای یک پتینه زیبا به رنگ نقرهای-خاكستری بود.
his silver-gray hair showed his years of experience.
موهای نقرهای-خاكستری او نشاندهنده سالها تجربه او بود.
the silver-gray fox darted across the snowy field.
روباه نقرهای-خاكستری به سرعت از میان ميدان پوشيده از برف گذشت.
the artist used silver-gray paint to create a moody landscape.
هنرمند از رنگ نقرهای-خاكستری برای ایجاد یک منظره دلگیر استفاده کرد.
the building's silver-gray facade gave it a modern look.
نمای نقرهای-خاكستری ساختمان به آن ظاهری مدرن بخشید.
he admired the silver-gray sheen of the polished metal.
او به درخشندگی نقرهای-خاكستری فلز صیقلی تحسین کرد.
the silver-gray moonlight illuminated the forest floor.
نور ماه نقرهای-خاكستری كف جنگل را روشن كرد.
the cat's fur was a soft, silver-gray color.
پوش موی گربه به رنگ نقرهای-خاكستری نرم بود.
the silver-gray jewelry added a touch of elegance to her outfit.
جواهرات نقرهای-خاكستری ظاهری را با كمی ظرافت تزئین كردند.
silver-gray hair
مو نقرهای-خاکستری
silver-gray sky
آسمان نقرهای-خاکستری
silver-gray light
نور نقرهای-خاکستری
silver-gray tone
تناژ نقرهای-خاکستری
silver-gray suit
کت نقرهای-خاکستری
silver-gray color
رنگ نقرهای-خاکستری
turning silver-gray
تبدیل شدن به نقرهای-خاکستری
a silver-gray hue
یک رنگ نقرهای-خاکستری
silver-gray shadows
سایههای نقرهای-خاکستری
silver-gray finish
پوشش نقرهای-خاکستری
the silver-gray clouds hinted at an approaching storm.
اَبرهای نقرهای-خاكستری نشاندهنده نزديک شدن طوفان بودند.
she wore a silver-gray scarf that complemented her eyes.
او یک روسری نقرهای-خاكستری پوشيده بود كه با چشمانش هماهنگ بود.
the antique mirror had a beautiful silver-gray patina.
آینه قدیمی دارای یک پتینه زیبا به رنگ نقرهای-خاكستری بود.
his silver-gray hair showed his years of experience.
موهای نقرهای-خاكستری او نشاندهنده سالها تجربه او بود.
the silver-gray fox darted across the snowy field.
روباه نقرهای-خاكستری به سرعت از میان ميدان پوشيده از برف گذشت.
the artist used silver-gray paint to create a moody landscape.
هنرمند از رنگ نقرهای-خاكستری برای ایجاد یک منظره دلگیر استفاده کرد.
the building's silver-gray facade gave it a modern look.
نمای نقرهای-خاكستری ساختمان به آن ظاهری مدرن بخشید.
he admired the silver-gray sheen of the polished metal.
او به درخشندگی نقرهای-خاكستری فلز صیقلی تحسین کرد.
the silver-gray moonlight illuminated the forest floor.
نور ماه نقرهای-خاكستری كف جنگل را روشن كرد.
the cat's fur was a soft, silver-gray color.
پوش موی گربه به رنگ نقرهای-خاكستری نرم بود.
the silver-gray jewelry added a touch of elegance to her outfit.
جواهرات نقرهای-خاكستری ظاهری را با كمی ظرافت تزئین كردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید