phaetons

[ایالات متحده]/'feiətən/
[بریتانیا]/ˈfeɪtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالسکه سبک با چهار چرخ.

جملات نمونه

The wealthy man drove his phaeton through the countryside.

مرد ثروتمند با فایتون از میان حومه عبور کرد.

The phaeton was a popular mode of transportation in the 19th century.

فایتون در قرن نوزدهم یک وسیله نقلیه محبوب بود.

She enjoyed taking leisurely rides in her phaeton on sunny days.

او از سواری‌های تفریحی با فایتون در روزهای آفتابی لذت می‌برد.

The phaeton was pulled by a pair of horses.

فایتون توسط یک جفت اسب کشیده می‌شد.

The phaeton rattled along the cobblestone streets.

فایتون در خیابان‌های سنگفرش صدا می‌کرد.

They went for a romantic drive in the phaeton.

آنها برای یک رانندگی عاشقانه با فایتون بیرون رفتند.

The phaeton was elegantly designed with intricate details.

فایتون با طراحی‌های پیچیده به زیبایی طراحی شده بود.

The phaeton was painted a vibrant red color.

فایتون به رنگ قرمز روشن رنگ شده بود.

He inherited the antique phaeton from his grandfather.

او فایتون قدیمی را از پدربزرگش به ارث برد.

The phaeton clattered down the dirt road.

فایتون در جاده خاکی صدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید