pharyngitis

[ایالات متحده]/ˌfærɪnˈdʒaɪtɪs/
[بریتانیا]/ˌfærɪnˈdʒaɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب حلق

عبارات و ترکیب‌ها

acute pharyngitis

فتق حاد

chronic pharyngitis

فارنژیت مزمن

viral pharyngitis

فتق ویروسی

bacterial pharyngitis

فتق باکتریایی

pharyngitis symptoms

علائم فتق

pharyngitis treatment

درمان فتق

pharyngitis diagnosis

تشخیص فتق

pharyngitis causes

علت فتق

pharyngitis prevention

جلوگیری از فتق

pharyngitis complications

پیامدهای فتق

جملات نمونه

he was diagnosed with pharyngitis after his visit to the doctor.

او پس از مراجعه به پزشک به فاریژیت تشخیص داده شد.

pharyngitis can cause a sore throat and difficulty swallowing.

فاریژیت می‌تواند باعث گلو درد و مشکل در بلع شود.

she experienced symptoms of pharyngitis for several days.

او چندین روز علائم فاریژیت را تجربه کرد.

drinking warm tea can soothe the pain of pharyngitis.

نوشیدن چای گرم می‌تواند درد فاریژیت را تسکین دهد.

pharyngitis is often caused by viral infections.

فاریژیت اغلب توسط عفونت‌های ویروسی ایجاد می‌شود.

over-the-counter medications can help relieve pharyngitis symptoms.

داروهای بدون نسخه می‌توانند به تسکین علائم فاریژیت کمک کنند.

it's important to stay hydrated when suffering from pharyngitis.

هیدراته ماندن هنگام رنج بردن از فاریژیت مهم است.

chronic pharyngitis may require further medical evaluation.

فاریژیت مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی بیشتر پزشکی داشته باشد.

gargling with salt water can provide relief for pharyngitis.

ب้วน کردن با آب نمک می‌تواند تسکین‌بخش فاریژیت باشد.

pharyngitis can be contagious, so practice good hygiene.

فاریژیت می‌تواند مسری باشد، بنابراین بهداشت خوبی را رعایت کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید