phenology

[ایالات متحده]/fɪˈnɒlədʒi/
[بریتانیا]/fəˈnɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه پدیده‌های زیستی دوره‌ای در ارتباط با تغییرات اقلیمی و فصلی؛ زمان‌بندی رویدادهای چرخه زندگی در گیاهان و حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

plant phenology

پیدا‌شدن گیاهان

phenology studies

مطالعات پدیده‌شناسی

seasonal phenology

پدیده‌شناسی فصلی

phenology monitoring

نظارت بر پدیده‌شناسی

phenology data

اطلاعات پدیده‌شناسی

phenology research

تحقیقات پدیده‌شناسی

phenology patterns

الگوهای پدیده‌شناسی

phenology trends

روندهای پدیده‌شناسی

phenology effects

اثرات پدیده‌شناسی

phenology shifts

تغییرات پدیده‌شناسی

جملات نمونه

phenology is the study of seasonal events in nature.

پژوهش‌شناسی مطالعه وقایع فصلی در طبیعت است.

understanding phenology can help in predicting climate change effects.

درک پژهش‌شناسی می‌تواند به پیش‌بینی اثرات تغییرات آب و هوایی کمک کند.

farmers use phenology to determine the best planting times.

کشاورزان از پژوهش‌شناسی برای تعیین بهترین زمان‌های کاشت استفاده می‌کنند.

phenology plays a crucial role in biodiversity conservation.

پژوهش‌شناسی نقش مهمی در حفاظت از تنوع زیستی ایفا می‌کند.

changes in phenology can indicate shifts in ecosystems.

تغییرات در پژوهش‌شناسی می‌تواند نشان‌دهنده تغییرات در اکوسیستم‌ها باشد.

scientists study phenology to understand species interactions.

دانشمندان پژوهش‌شناسی را برای درک تعاملات گونه‌ها مطالعه می‌کنند.

phenology helps track the life cycles of plants and animals.

پژوهش‌شناسی به ردیابی چرخه‌های زندگی گیاهان و حیوانات کمک می‌کند.

monitoring phenology is essential for effective wildlife management.

نظارت بر پژوهش‌شناسی برای مدیریت موثر حیات وحش ضروری است.

phenology varies significantly across different geographical regions.

پژوهش‌شناسی به طور قابل توجهی در مناطق جغرافیایی مختلف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید