pheromones

[ایالات متحده]/ˈfɛrəˌmoʊnz/
[بریتانیا]/ˈfɛrəˌmoʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد شیمیایی تولید شده توسط حیوانات برای ارتباط با دیگران از همان گونه

عبارات و ترکیب‌ها

natural pheromones

فرمون‌های طبیعی

human pheromones

فرمون‌های انسانی

animal pheromones

فرمون‌های حیوانی

sex pheromones

فرمون‌های جنسی

alarm pheromones

فرمون‌های هشدار

social pheromones

فرمون‌های اجتماعی

pheromones effect

اثر فرمون‌ها

pheromones attract

جذب فرمون‌ها

synthetic pheromones

فرمون‌های مصنوعی

pheromones research

تحقیقات فرمون‌ها

جملات نمونه

many animals communicate through pheromones.

بسیاری از حیوانات از طریق فرومون‌ها ارتباط برقرار می‌کنند.

pheromones play a crucial role in mating behavior.

فرومون‌ها نقش مهمی در رفتار جفت‌گیری ایفا می‌کنند.

humans also release pheromones that can influence attraction.

انسان‌ها نیز فرومون‌هایی آزاد می‌کنند که می‌توانند بر جاذبه تأثیر بگذارند.

researchers study pheromones to understand animal behavior.

محققان فرومون‌ها را برای درک رفتار حیوانات مطالعه می‌کنند.

pheromones can affect the mood of other individuals.

فرومون‌ها می‌توانند بر خلق و خوی افراد دیگر تأثیر بگذارند.

some insects use pheromones to mark their territory.

برخی از حشرات از فرومون‌ها برای علامت‌گذاری قلمرو خود استفاده می‌کنند.

perfumes often mimic natural pheromones to attract partners.

عطرها اغلب فرومون‌های طبیعی را تقلید می‌کنند تا شرکای را جذب کنند.

pheromones can trigger specific responses in other animals.

فرومون‌ها می‌توانند پاسخ‌های خاصی را در سایر حیوانات تحریک کنند.

some species rely heavily on pheromones for communication.

برخی از گونه‌ها به شدت به فرومون‌ها برای ارتباط تکیه می‌کنند.

understanding pheromones can help improve animal breeding.

درک فرومون‌ها می‌تواند به بهبود پرورش حیوانات کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید