philanderer

[ایالات متحده]/fɪ'lændərɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردی که با زنان لاس می‌زند، مردی که با زنان بازی می‌کند.

جملات نمونه

He was known as a notorious philanderer in the city.

او به عنوان یک زن‌باز معروف در شهر شناخته می‌شد.

She was warned about dating a known philanderer.

به او در مورد قرار گذاشتن با یک زن‌باز معروف هشدار داده شد.

The philanderer tried to charm his way into her heart.

زن‌باز سعی کرد با اغفاده به قلب او نفوذ کند.

His reputation as a philanderer preceded him wherever he went.

شهرت او به عنوان یک زن‌باز پیش از او به هر کجا که می‌رفت، همراهش بود.

She refused to be another conquest of the philanderer.

او از این که تبدیل به یک غنیمت دیگر برای زن‌باز شود، امتناع کرد.

The philanderer's smooth talk was his weapon of choice.

حرف‌های شیرین زن‌باز سلاح انتخاب او بود.

Many women fell for the philanderer's charm, only to be left heartbroken.

بسیاری از زنان فریب اغفای زن‌باز را خوردند و در نهایت دل‌شکسته شدند.

The philanderer's reputation as a ladies' man was well-deserved.

شهرت او به عنوان یک خوش‌گذران با زنان، کاملاً به‌جا بود.

She saw through the philanderer's facade and refused to be swayed by his advances.

او به دروغگویی زن‌باز پی برد و از تحت تأثیر قرار گرفتن با پیشرفت‌های او امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید