phlebotomists

[ایالات متحده]/fləˈbɒtəmɪst/
[بریتانیا]/fləˈbɑːtəˌmɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که برای گرفتن خون از بیماران آموزش دیده است

عبارات و ترکیب‌ها

certified phlebotomist

فله‌تومونیست دارای گواهینامه

experienced phlebotomist

فله‌تومونیست با تجربه

licensed phlebotomist

فله‌تومونیست دارای مجوز

phlebotomist training

آموزش فله‌تومونیست

phlebotomist job

موقعیت شغلی فله‌تومونیست

phlebotomist duties

وظایف فله‌تومونیست

phlebotomist skills

مهارت‌های فله‌تومونیست

phlebotomist certification

گواهینامه فله‌تومونیست

phlebotomist role

نقش فله‌تومونیست

phlebotomist salary

حقوق فله‌تومونیست

جملات نمونه

the phlebotomist took my blood sample for testing.

فله‌بوتومیست نمونه خون من را برای آزمایش گرفت.

being a phlebotomist requires good communication skills.

فله‌بوتومیست بودن نیازمند مهارت‌های ارتباطی خوب است.

the phlebotomist explained the procedure before starting.

فله‌بوتومیست قبل از شروع، روش را توضیح داد.

she is training to become a certified phlebotomist.

او در حال آموزش برای تبدیل شدن به یک فله‌بوتومیست دارای گواهینامه است.

the phlebotomist was very gentle and reassuring.

فله‌بوتومیست بسیار مهربان و اطمینان‌بخش بود.

phlebotomists work in hospitals and clinics.

فله‌بوتومیست‌ها در بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها کار می‌کنند.

it is important for a phlebotomist to follow safety protocols.

برای یک فله‌بوتومیست پیروی از پروتکل‌های ایمنی مهم است.

the phlebotomist used a new needle for the procedure.

فله‌بوتومیست برای این روش از سوزن جدید استفاده کرد.

many patients feel anxious when visiting the phlebotomist.

بسیاری از بیماران هنگام مراجعه به فله‌بوتومیست مضطرب می‌شوند.

the phlebotomist recorded my information accurately.

فله‌بوتومیست اطلاعات من را به طور دقیق ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید