phosphoric

[ایالات متحده]/fɒsˈfɔːrɪk/
[بریتانیا]/fɑsˈfɔrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فسفر; حاوی فسفر

عبارات و ترکیب‌ها

phosphoric acid

اسید فسفریک

phosphoric fertilizer

کود فسفاته

phosphoric rock

سنگ فسفات

phosphoric solution

محلول فسفاته

phosphoric ester

استر فسفاته

phosphoric buffer

بافر فسفاته

phosphoric compound

ترکیب فسفاته

phosphoric ion

یون فسفات

phosphoric synthesis

سنتز فسفاته

phosphoric cycle

چرخه فسفاته

جملات نمونه

phosphoric acid is commonly used in soft drinks.

اسید فسفریک معمولاً در نوشیدنی های گازدار استفاده می شود.

phosphoric fertilizers are essential for crop production.

کودهای فسفاته برای تولید محصول ضروری هستند.

many cleaning products contain phosphoric compounds.

محصولات تمیز کننده بسیاری حاوی ترکیبات فسفریک هستند.

phosphoric acid can help adjust ph levels in solutions.

اسید فسفریک می تواند به تنظیم سطح pH در محلول ها کمک کند.

phosphoric acid is used in rust removal processes.

از اسید فسفریک در فرآیندهای از بین بردن زنگ استفاده می شود.

adding phosphoric acid can enhance the flavor of food.

افزودن اسید فسفریک می تواند طعم غذا را افزایش دهد.

phosphoric compounds are important in biochemical reactions.

ترکیبات فسفریک در واکنش های بیوشیمیایی مهم هستند.

phosphoric acid is a key ingredient in many fertilizers.

اسید فسفریک یک ماده اصلی در بسیاری از کودها است.

phosphoric acid can be hazardous if not handled properly.

اسید فسفریک می تواند خطرناک باشد اگر به درستی با آن برخورد نشود.

phosphoric acid plays a role in energy metabolism.

اسید فسفریک در متابولیسم انرژی نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید