phosphatic

[ایالات متحده]/fɒsˈfætɪk/
[بریتانیا]/fɑːsˈfætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فسفات‌ها; شامل یا دارای فسفات‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

phosphatic rock

سنگ فسفاتی

phosphatic fertilizer

کود فسفاتی

phosphatic soil

خاک فسفاتی

phosphatic acid

اسید فسفاتیک

phosphatic minerals

مواد معدنی فسفاتی

phosphatic deposits

رسوبات فسفاتی

phosphatic sediment

رسوب فسفاتی

phosphatic solutions

محلول‌های فسفاتی

phosphatic compounds

ترکیبات فسفاتی

phosphatic amendments

اصلاح‌کننده‌های فسفاتی

جملات نمونه

phosphatic fertilizers are essential for crop growth.

کودهای فسفاته برای رشد محصول ضروری هستند.

the soil in this region is highly phosphatic.

خاک در این منطقه به شدت فسفاته است.

phosphatic rock is mined for agricultural use.

سنگ فسفات برای استفاده کشاورزی استخراج می شود.

many plants require phosphatic nutrients to thrive.

بسیاری از گیاهان برای رشد به مواد مغذی فسفاته نیاز دارند.

phosphatic compounds play a crucial role in metabolism.

ترکیبات فسفاته نقش مهمی در متابولیسم ایفا می کنند.

farmers often apply phosphatic amendments to improve yield.

کشاورزان اغلب از اصلاحات فسفاته برای بهبود عملکرد استفاده می کنند.

the phosphatic content of the soil affects its fertility.

میزان فسفات خاک بر باروری آن تأثیر می گذارد.

phosphatic minerals are crucial for animal health.

مواد معدنی فسفاته برای سلامت حیوانات حیاتی هستند.

research shows that phosphatic diets enhance growth rates.

تحقیقات نشان می دهد که رژیم های غذایی فسفاته سرعت رشد را افزایش می دهند.

phosphatic deposits are found in various geological formations.

رسوبات فسفات در سازندهای زمین شناسی مختلف یافت می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید