phthiriidaes

[ایالات متحده]/fθɪˈraɪdiːz/
[بریتانیا]/fθɪˈraɪdiz/

ترجمه

n. خانواده‌ای از حشرات پارازیت (کنه‌های گربه‌ای) که به گوشت‌خواران می‌چسبند؛ جمع Phthiriidae.

جملات نمونه

the phthiriidaes infestation was quickly treated by professionals.

درمان آلودگی فتیریداها توسط متخصصان به سرعت انجام شد.

several species of phthiriidaes have been identified in the region.

چند گونه از فتیریداها در منطقه شناسایی شده‌اند.

phthiriidaes are parasitic insects that feed on blood.

فتیریداها حشرات پارازیتی هستند که روی خون تغذیه می‌کنند.

the veterinarian explained that phthiriidaes can affect domestic animals.

دکتری که در حیوانات خانوادگی مشغول بود، توضیح داد که فتیریداها می‌توانند حیوانات خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهند.

researchers are studying the behavior of phthiriidaes in warm climates.

پژوهشگران رفتار فتیریداها در مناطق گرم را مطالعه می‌کنند.

proper hygiene can help prevent phthiriidaes from infesting homes.

بهداشت مناسب می‌تواند از آلودگی خانه‌ها به فتیریداها جلوگیری کند.

the lifecycle of phthiriidaes typically lasts several weeks.

چرخه زندگی فتیریداها معمولاً چند هفته طول می‌کشد.

birds can sometimes carry phthiriidaes between locations.

گاهی پرندگان می‌توانند فتیریداها را بین مکان‌ها حمل کنند.

certain chemicals are effective against phthiriidaes.

برخی مواد شیمیایی علیه فتیریداها موثر هستند.

local health officials warned residents about phthiriidaes.

مسئولان بهداشت محلی مردم را درباره فتیریداها هشدار دادند.

the phthiriidaes were discovered during a routine inspection.

فتیریداها در یک بازرسی معمولی کشف شدند.

phthiriidaes reproduce rapidly in crowded conditions.

فتیریداها در شرایط پرجمعیت به سرعت تکثیر می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید