phthiriidae

[ایالات متحده]/fθɪˈrɪdeɪ/
[بریتانیا]/fθɪˈrɪdeɪ/

ترجمه

n. یک خانواده تکسونومیکی از حشرات پارازیتی که جنس Phthirus (کنه‌های ناخنی) را شامل می‌شود.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the doctor confirmed a phthiriidae infestation after microscopic examination.

پزشک پس از بررسی میکروسکوپی، آلودگی فتیرییدا را تأیید کرد.

phthiriidae parasites are commonly transmitted through sexual contact.

پarasites فتیرییدا معمولاً از طریق تماس جنسی منتقل می‌شوند.

treatment for phthiriidae usually involves topical medication.

درمان فتیرییدا معمولاً شامل داروهای موضعی است.

symptoms of phthiriidae include intense itching in the affected area.

симптом‌های فتیرییدا شامل خارش شدید در ناحیه متأثر است.

phthiriidae can affect anyone regardless of age or gender.

фтірійда می‌تواند هر فردی را تحت تأثیر قرار دهد، بدون توجه به سن یا جنسیت.

early diagnosis of phthiriidae leads to faster treatment.

تشخیص زودهنگام فتیرییدا منجر به درمان سریع‌تر می‌شود.

phthiriidae eggs attach firmly to hair shafts.

تخم‌های فتیرییدا به شدت به ساقه مو متصل می‌شوند.

proper hygiene does not guarantee protection against phthiriidae.

هیgien مناسب تضمین کننده حفاظت در برابر فتیرییدا نیست.

phthiriidae infestations must be reported to sexual partners.

آلودگی‌های فتیرییدا باید به شریک‌های جنسی گزارش داده شود.

complete eradication of phthiriidae requires treating all sexual partners.

ابات کامل فتیرییدا نیاز به درمان تمام شریک‌های جنسی دارد.

phthiriidae transmission can occur through close physical contact.

انتقال فتیرییدا از طریق تماس فیزیکی نزدیک رخ می‌دهد.

over-the-counter treatments are effective against phthiriidae.

درمان‌های خارج از نسخه برای مقابله با فتیرییدا موثر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید