physalis

[ایالات متحده]/ˈfaɪz.əl.ɪs/
[بریتانیا]/ˈfaɪ.zə.lɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از گیاهان گلدار که به خاطر پوسته‌های شبیه فانوس و میوه‌های خوراکی خود شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

physalis fruit

میوه فیزالیس

physalis plant

گیاه فیزالیس

physalis jam

مربای فیزالیس

physalis salad

سالاد فیزالیس

physalis flavor

طعم فیزالیس

physalis dessert

دسر فیزالیس

physalis recipe

دستور العمل فیزالیس

physalis benefits

فواید فیزالیس

physalis smoothie

اسموتی فیزالیس

physalis extract

عصاره فیزالیس

جملات نمونه

the physalis fruit is often used in desserts.

میوه فیزالیس اغلب در دسرها استفاده می‌شود.

she added physalis to her salad for a unique flavor.

او فیزالیس را به سالاد خود برای طعم منحصر به فرد اضافه کرد.

physalis is known for its bright orange color.

فیزالیس به خاطر رنگ نارنجی روشن خود شناخته شده است.

many people enjoy the tangy taste of physalis.

بسیاری از مردم از طعم ترش فیزالیس لذت می‌برند.

you can find physalis in many tropical regions.

می‌توانید فیزالیس را در بسیاری از مناطق گرمسیری پیدا کنید.

physalis is often referred to as golden berry.

فیزالیس اغلب به عنوان طلای طلایی شناخته می‌شود.

they used physalis as a garnish for the main dish.

آنها از فیزالیس به عنوان تزئین برای غذای اصلی استفاده کردند.

physalis can be eaten raw or cooked.

می‌توان فیزالیس را به صورت خام یا پخته مصرف کرد.

in some cultures, physalis is considered a superfood.

در برخی فرهنگ‌ها، فیزالیس به عنوان یک ابرغذا در نظر گرفته می‌شود.

he grows physalis in his backyard garden.

او فیزالیس را در باغچه پشتی خود می‌کارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید