physiatricss

[ایالات متحده]/fɪˈzeɪətrɪks/
[بریتانیا]/fɪˈzeɪətrɪks/

ترجمه

n. رشته‌ای از پزشکی که به فیزیوتراپی مربوط می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

physiatricss care

مراقبت‌های فیزیاتری

physiatricss assessment

ارزیابی فیزیاتری

physiatricss therapy

درمان فیزیاتری

physiatricss practice

عمل فیزیاتری

physiatricss specialist

متخصص فیزیاتری

physiatricss techniques

تکنیک‌های فیزیاتری

physiatricss evaluation

ارزیابی فیزیاتری

physiatricss rehabilitation

توانبخشی فیزیاتری

physiatricss intervention

مداخله فیزیاتری

physiatricss methods

روش‌های فیزیاتری

جملات نمونه

physiatricss focuses on restoring function and quality of life.

فیزیاتری بر بازگرداندن عملکرد و کیفیت زندگی تمرکز دارد.

many patients benefit from physiatricss treatments after surgery.

بسیاری از بیماران از درمان‌های فیزیاتری پس از جراحی بهره‌مند می‌شوند.

physiatricss can help manage pain through rehabilitation.

فیزیاتری می‌تواند با کمک توانبخشی به مدیریت درد کمک کند.

she decided to pursue a career in physiatricss.

او تصمیم گرفت شغلی در فیزیاتری دنبال کند.

physiatricss includes therapies like physical and occupational therapy.

فیزیاتری شامل درمان‌هایی مانند فیزیوتراپی و کاردرمانی است.

patients often work with a team of physiatricss specialists.

بیماران اغلب با تیمی از متخصصان فیزیاتری کار می‌کنند.

physiatricss aims to improve mobility and independence.

فیزیاتری بر بهبود تحرک و استقلال هدف دارد.

she found relief through physiatricss interventions.

او از طریق مداخلات فیزیاتری تسکین یافت.

physiatricss plays a crucial role in sports medicine.

فیزیاتری نقش مهمی در طب ورزشی ایفا می‌کند.

he is studying the principles of physiatricss at university.

او اصول فیزیاتری را در دانشگاه مطالعه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید