pi

[ایالات متحده]/pai/
[بریتانیا]/paɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. فیلیپین جزایر
n. یک ثابت ریاضی که نسبت محیط دایره به قطر آن را نمایش می‌دهد، تقریباً برابر با 3.14159؛ پروفاز اولین میوز؛ شاخص قطبش؛ کارآگاه خصوصی؛ موتور احتراق؛ انسولین از منابع خوکی؛ رابط پردازنده؛ وقفه برنامه
Word Forms
جمعpis

عبارات و ترکیب‌ها

apple pie

پای سیب

pi symbol

نماد پی

جملات نمونه

She loves to eat pineapple pizza.

او عاشق خوردن پیتزای آناناس است.

He always wears a pink shirt on Fridays.

او همیشه در روزهای جمعه یک پیراهن صورتی می‌پوشد.

The children played with a pink balloon in the park.

کودکان با یک بادکنک صورتی در پارک بازی کردند.

I prefer pink roses over red ones.

من ترجیح می‌دهم گل‌های صورتی را به گل‌های قرمز.

The sunset painted the sky pink and orange.

غروب خورشید آسمان را صورتی و نارنجی رنگ کرد.

She wore a pink dress to the party.

او یک لباس صورتی به مهمانی پوشید.

The walls of the room were painted in a soft pink color.

دیوارهای اتاق به رنگ صورتی ملایمی رنگ شده بودند.

The baby's cheeks turned pink when she smiled.

وقتی لبخند زد گونه‌های نوزاد صورتی شد.

The artist used various shades of pink in the painting.

هنرمند از سایه‌های مختلف صورتی در نقاشی استفاده کرد.

Pink is often associated with love and romance.

صورتی اغلب با عشق و رمانتیک همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید