piaffe

[ایالات متحده]/pɪˈæf/
[بریتانیا]/pɪˈæf/

ترجمه

vi. (از یک اسب) در محل تروت کردن
شکل‌های واژه
جمعpiaffes

عبارات و ترکیب‌ها

perfect piaffe

پیافه کامل

piaffe training

آموزش پیافه

piaffe movement

حرکت پیافه

piaffe exercise

تمرین پیافه

piaffe performance

اجرای پیافه

piaffe rhythm

ریتم پیافه

piaffe transition

انتقال پیافه

piaffe competition

مسابقه پیافه

advanced piaffe

پیافه پیشرفته

piaffe technique

تکنیک پیافه

جملات نمونه

the horse performed a perfect piaffe during the competition.

اسب یک پی‌اِفِه عالی در طول مسابقه انجام داد.

she trained her horse to piaffe on command.

او اسب خود را آموزش داد تا به دستور پی‌اِفِه انجام دهد.

piaffe is an advanced dressage movement.

پی‌اِفِه یک حرکت پیشرفته دراساژ است.

the rider felt a sense of pride when the horse executed the piaffe.

سوار احساس غرور کرد وقتی اسب پی‌اِفِه را اجرا کرد.

practicing piaffe requires a lot of patience and skill.

تمرین پی‌اِفِه نیاز به صبر و مهارت زیادی دارد.

she watched videos of piaffe to improve her technique.

او فیلم‌های پی‌اِفِه را تماشا کرد تا تکنیک خود را بهبود بخشد.

in dressage, the piaffe showcases the horse's training level.

در دراساژ، پی‌اِفِه نشان‌دهنده سطح آموزش اسب است.

the audience applauded when the horse began its piaffe.

تماشاگران تشویق کردند وقتی اسب شروع به پی‌اِفِه کرد.

mastering the piaffe takes years of dedication.

تسلط بر پی‌اِفِه سال‌ها تعهد می‌برد.

she felt the rhythm of the piaffe as she rode.

او ریتم پی‌اِفِه را در حین سواری احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید