| جمع | pibs |
pib announcement
اعلامیه پی بی
pib office
دفتر پی بی
the pib
پی بی
pib directive
دستورالعمل پی بی
pib release
آگهی پی بی
pib memo
یادداشت پی بی
pib briefing
گزارش پی بی
pib update
بهروزرسانی پی بی
pib report
گزارش پی بی
pib bulletin
خبرنامه پی بی
the polymer-iron bracket is lighter than steel.
پریز فولادی چدنی سبکتر از فولاد است.
doctors used a pib scan to detect alzheimer's.
پزشکان از اسکن پی بی برای تشخیص آلزایمر استفاده کردند.
our system creates a new pib every minute.
سیستم ما هر دقیقه یک پی بی جدید ایجاد می کند.
please read the pib carefully before investing.
قبل از سرمایه گذاری، پی بی را با دقت بخوانید.
the wall requires a durable pib finish.
دیوار نیاز به پایان پی بی پایدار دارد.
the pib polymer is soluble in organic solvents.
پلیمر پی بی در حلال های آلی حل می شود.
this pipeline uses a high-density pib liner.
این لوله از یک لایه پی بی چگالی بالا استفاده می کند.
the data is stored in a secure pib format.
داده ها در یک فرمت پی بی امن ذخیره می شوند.
the old pib was removed from the server.
پی بی قدیمی از سرور حذف شد.
operators must adjust the pib valve carefully.
اپراتورها باید صمام پی بی را با دقت تنظیم کنند.
the study focused on pib binding in the brain.
این مطالعه روی پیوند پی بی در مغز متمرکز بود.
a broken pib caused the assembly line to stop.
یک پی بی شکسته باعث توقف خط تولید شد.
pib announcement
اعلامیه پی بی
pib office
دفتر پی بی
the pib
پی بی
pib directive
دستورالعمل پی بی
pib release
آگهی پی بی
pib memo
یادداشت پی بی
pib briefing
گزارش پی بی
pib update
بهروزرسانی پی بی
pib report
گزارش پی بی
pib bulletin
خبرنامه پی بی
the polymer-iron bracket is lighter than steel.
پریز فولادی چدنی سبکتر از فولاد است.
doctors used a pib scan to detect alzheimer's.
پزشکان از اسکن پی بی برای تشخیص آلزایمر استفاده کردند.
our system creates a new pib every minute.
سیستم ما هر دقیقه یک پی بی جدید ایجاد می کند.
please read the pib carefully before investing.
قبل از سرمایه گذاری، پی بی را با دقت بخوانید.
the wall requires a durable pib finish.
دیوار نیاز به پایان پی بی پایدار دارد.
the pib polymer is soluble in organic solvents.
پلیمر پی بی در حلال های آلی حل می شود.
this pipeline uses a high-density pib liner.
این لوله از یک لایه پی بی چگالی بالا استفاده می کند.
the data is stored in a secure pib format.
داده ها در یک فرمت پی بی امن ذخیره می شوند.
the old pib was removed from the server.
پی بی قدیمی از سرور حذف شد.
operators must adjust the pib valve carefully.
اپراتورها باید صمام پی بی را با دقت تنظیم کنند.
the study focused on pib binding in the brain.
این مطالعه روی پیوند پی بی در مغز متمرکز بود.
a broken pib caused the assembly line to stop.
یک پی بی شکسته باعث توقف خط تولید شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید