pib

[ایالات متحده]/pɪb/
[بریتانیا]/pɪb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. پاور یونیوسفر بیکن؛ تولید ناخالص داخلی (GDP)
شکل‌های واژه
جمعpibs

عبارات و ترکیب‌ها

pib announcement

اعلامیه پی بی

pib office

دفتر پی بی

the pib

پی بی

pib directive

دستورالعمل پی بی

pib release

آگهی پی بی

pib memo

یادداشت پی بی

pib briefing

گزارش پی بی

pib update

به‌روزرسانی پی بی

pib report

گزارش پی بی

pib bulletin

خبرنامه پی بی

جملات نمونه

the polymer-iron bracket is lighter than steel.

پریز فولادی چدنی سبکتر از فولاد است.

doctors used a pib scan to detect alzheimer's.

پزشکان از اسکن پی بی برای تشخیص آلزایمر استفاده کردند.

our system creates a new pib every minute.

سیستم ما هر دقیقه یک پی بی جدید ایجاد می کند.

please read the pib carefully before investing.

قبل از سرمایه گذاری، پی بی را با دقت بخوانید.

the wall requires a durable pib finish.

دیوار نیاز به پایان پی بی پایدار دارد.

the pib polymer is soluble in organic solvents.

پلیمر پی بی در حلال های آلی حل می شود.

this pipeline uses a high-density pib liner.

این لوله از یک لایه پی بی چگالی بالا استفاده می کند.

the data is stored in a secure pib format.

داده ها در یک فرمت پی بی امن ذخیره می شوند.

the old pib was removed from the server.

پی بی قدیمی از سرور حذف شد.

operators must adjust the pib valve carefully.

اپراتورها باید صمام پی بی را با دقت تنظیم کنند.

the study focused on pib binding in the brain.

این مطالعه روی پیوند پی بی در مغز متمرکز بود.

a broken pib caused the assembly line to stop.

یک پی بی شکسته باعث توقف خط تولید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید