picnicker

[ایالات متحده]/'piknikə(r)/

ترجمه

n. کسی که به پیک نیک می‌رود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

Selfish picnickers litter the beach with food wrappers.

کسانی که برای پیک نیک خودخواهانه هستند، ساحل را با بسته‌بندی غذا آلوده می‌کنند.

A great many picnickers fanned out along the highways.

بسیاری از پیک‌نیک‌کنندگان در امتداد بزرگراه‌ها پخش شدند.

The picnickers were recumbent on thick moss under a big tree.

کسانی که برای پیک‌نیک رفته بودند روی سرخک ضخیم زیر درخت بزرگ دراز کشیده بودند.

THUNDERSTORMS are notoriously unpredictable, as many a drenched picnicker can attest.

طوفان‌ها به طور مشهور غیرقابل پیش‌بینی هستند، همانطور که بسیاری از پیک‌نیک‌کنندگان خیس می‌توانند تأیید کنند.

The picnicker spread out a blanket on the grassy field.

پیک‌نیک‌گذار یک پتوی بزرگ را روی چمن پهن کرد.

The picnicker enjoyed a lovely afternoon in the park.

پیک‌نیک‌گذار از یک بعد از ظهر دلپذیر در پارک لذت برد.

The picnicker packed sandwiches and fruits for the outing.

پیک‌نیک‌گذار ساندویچ و میوه برای بیرون رفتن بسته‌بندی کرد.

The picnicker brought a portable grill for a barbecue.

پیک‌نیک‌گذار یک گریل قابل حمل برای باربیکیو آورد.

The picnicker relaxed under the shade of a tree.

پیک‌نیک‌گذار زیر سایه درخت استراحت کرد.

The picnicker watched the sunset while enjoying a picnic by the lake.

پیک‌نیک‌گذار غروب خورشید را تماشا کرد در حالی که از پیک‌نیک کنار دریاچه لذت می‌برد.

The picnicker picked a spot with a great view for the picnic.

پیک‌نیک‌گذار مکانی با منظره عالی برای پیک‌نیک انتخاب کرد.

The picnicker brought a frisbee to play games after eating.

پیک‌نیک‌گذار یک فروبیزی برای بازی کردن بعد از غذا آورد.

The picnicker enjoyed the fresh air and nature during the picnic.

پیک‌نیک‌گذار از هوای تازه و طبیعت در طول پیک‌نیک لذت برد.

The picnicker cleaned up all the trash before leaving the picnic area.

پیک‌نیک‌گذار قبل از ترک محل پیک‌نیک تمام زباله‌ها را جمع‌آوری کرد.

نمونه‌های واقعی

While it's still a military base, soldiers seem only to guard oblivious picnickers.

در حالی که هنوز یک پایگاه نظامی است، به نظر می‌رسد سربازان فقط از پیک‌نیک‌کنندگان بی‌خبر محافظت می‌کنند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

The area is very popular with picnickers.

این منطقه در بین پیک‌نیک‌کنندگان بسیار محبوب است.

منبع: Langman OCLM-01 words

One kilometre, though our picnickers are indistinguishable now, we can still clearly see the impact of human activity on the world.

یک کیلومتر، اگرچه پیک‌نیک‌کنندگان ما اکنون غیرقابل تشخیص هستند، اما هنوز می‌توانیم به وضوح تأثیر فعالیت‌های انسانی بر جهان را ببینیم.

منبع: BBC Ideas

Tom's excitement enabled him to keep awake until a pretty late hour, and he had good hopes of hearing Huck's " maow, " and of having his treasure to astonish Becky and the picnickers with, next day; but he was disappointed.

اشتیاق تام به او اجازه داد تا تا ساعت بسیار دیروقت بیدار بماند، و امیدوار بود که صدای " میو " هاک را بشنود و روز بعد بتواند با گنج خود بیکی و پیک‌نیک‌کنندگان را شگفت‌زده کند؛ اما ناامید شد.

منبع: The Adventures of Tom Sawyer

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید