picometre

[ایالات متحده]/ˈpɪkəʊˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈpɪkəˌmiːtər/

ترجمه

n. یک واحد طول برابر با یک تریلیونم متر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

picometre measurement

اندازه گیری پیکومتر

picometre scale

مقیاس پیکومتر

picometre accuracy

دقت پیکومتر

picometre resolution

وضوح پیکومتر

picometre range

محدوده پیکومتر

picometre units

واحد های پیکومتر

picometre standard

استاندارد پیکومتر

picometre precision

دقت بالا پیکومتر

picometre comparison

مقایسه پیکومتر

picometre value

مقدار پیکومتر

جملات نمونه

the length of the object was measured in picometres.

طول جسم در پیکومتر اندازه‌گیری شد.

scientists discovered a new particle smaller than one picometre.

دانشمندان یک ذره جدید کوچک‌تر از یک پیکومتر کشف کردند.

in nanotechnology, dimensions are often expressed in picometres.

در نانوتکنولوژی، ابعاد اغلب به پیکومتر بیان می‌شوند.

the precision required for measuring in picometres is extraordinary.

دقت مورد نیاز برای اندازه‌گیری به پیکومتر بسیار زیاد است.

quantum mechanics often deals with measurements in picometres.

مکانیک کوانتومی اغلب با اندازه‌گیری در پیکومتر سر و کار دارد.

atoms are typically on the order of picometres in size.

اتم‌ها معمولاً در حد پیکومتر هستند.

researchers are developing tools to measure distances in picometres.

محققان در حال توسعه ابزاری برای اندازه‌گیری فواصل در پیکومتر هستند.

understanding forces at the picometre scale is crucial for physics.

درک نیروها در مقیاس پیکومتر برای فیزیک بسیار مهم است.

picometre precision is essential in advanced scientific experiments.

دقت پیکومتر در آزمایش‌های علمی پیشرفته ضروری است.

the concept of a picometre is fundamental in modern physics.

مفهوم پیکومتر در فیزیک مدرن اساسی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید