meter

[ایالات متحده]/ˈmiːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈmiːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متر؛ ابزار اندازه‌گیری؛ ریتم؛ متر
vt. اندازه‌گیری با ابزار
vi. اندازه‌گیری با متر

عبارات و ترکیب‌ها

water meter

قطره‌سنج

electricity meter

برق‌سنج

square meter

متر مربع

flow meter

جریان‌سنج

meter reading

خواندن کنتور

power meter

سنجشگر توان

energy meter

‎اندازه‎گیری انرژی

pressure meter

سنجش فشار

watt-hour meter

ساعت-وات متر

level meter

سنجش سطح

gas meter

شمارنده گاز

electric meter

سنجش برق

frequency meter

سنجش فرکانس

cubic meter

متر مکعب

heat meter

سنجش گرما

voltage meter

سنجش ولتاژ

sound level meter

سنجش‌گر سطح صدا

moisture meter

سنجش رطوبت

electric energy meter

سنجش انرژی الکتریکی

hour meter

شمارنده ساعت

current meter

سنجش جریان

جملات نمونه

a record of meter readings.

سیاهه ای از قرائت کنتور.

meter a flow of water.

اندازه گیری جریان آب.

A meter is a measure of length.

یک متر واحد اندازه‌گیری طول است.

a metered supply of water.

یک منبع آب با سیستم اندازه‌گیری

one meter and a bit over

یک متر و کمی بیشتر

The room is 14 meters square.

اتاق 14 متر مربع است.

Rhyme and meter are assistants to memory.

قافیه و وزن به حافظه کمک می‌کنند.

the prelims of the 400-meter free relay.

مسابقات مقدماتی امدادی 400 متر آزاد

new electronic meters that can be read remotely.

وانه‌های الکترونیکی جدید که می‌توان آن‌ها را از راه دور خواند.

metered the allotted gasoline to each vehicle.

بنزین تخصیص داده شده را به هر خودرو اندازه گیری کرد.

lens meter (= lens ometer)

سنجشگر لنز (= لنز امتر)

space out the lampposts 30 meters apart

فاصله بین تیرهای چراغ را 30 متر قرار دهید

The 2 buildings are 200 meters apart.

دو ساختمان 200 متر از یکدیگر فاصله دارند.

He is 1 meter 80 centimeters tall.

قد او 1 متر و 80 سانتیمتر است.

She metered it and found it to be the exact size.

او آن را اندازه‌گیری کرد و متوجه شد که دقیقاً همان اندازه است.

When a microampere meter is changed to an Ohm meter valtage is changed and there will be big errors in the measuring value.

هنگامی که یک آمپرمتر میکرو به یک ولت‌متر اهم تبدیل می‌شود، ولتاژ تغییر می‌کند و خطاهای بزرگی در مقدار اندازه‌گیری وجود خواهد داشت.

water metering has been on trial in England and Wales.

اندازه‌گیری آب در انگلستان و ولز در حال آزمایش بوده است.

نمونه‌های واقعی

It's just below 30 meters, 40 meters.

حدوداً زیر 30 متر، 40 متر.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

They soar up to 40 meters into the cold air.

آنها تا ارتفاع 40 متری به هوا سرد صعود می‌کنند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

The boulder there is some 10 meters.

آنجا سنگ با حدود 10 متر وجود دارد.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

Neurons propagate slowly in axons, 100 meters per second, tops.

نورون‌ها به آرامی در طول محورها منتشر می‌شوند، حداکثر 100 متر در ثانیه.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

And a bridge that spans 22 meters across a river.

و پلی که عرض 22 متری را از روی رودخانه عبور می‌کند.

منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 Compilation

Do you have any exposure meters?

آیا دستگاه اندازه‌گیری نورسنجی دارید؟

منبع: American Tourist English Conversations

My apartment is around 100 square meters.

آپارتمان من حدود 100 متر مربع است.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

No one has previously dived 2,000 meters in Antarctica.

هیچ کس قبلاً در قطب جنوب به عمق 2000 متر غواصی نکرده است.

منبع: Popular Science Essays

We only cool about three meters where people play.

ما فقط در جایی که مردم بازی می‌کنند، حدود 3 متر را خنک می‌کنیم.

منبع: CNN 10 Student English November 2019 Collection

Only official taxi drivers will run the meter.

فقط رانندگان تاکسی رسمی از کنتور استفاده می‌کنند.

منبع: Creative Cloud Travel

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید