a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
9. a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
9. یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
The piebald horse trotted gracefully across the field.
اسب خاکستری و سفید به ظرافت در سراسر زمین حرکت کرد.
The piebald cat had unique markings on its fur.
گربه خاکستری و سفید دارای نشانههای منحصر به فرد روی خز خود بود.
Piebald birds are often admired for their striking appearance.
پرندگان خاکستری و سفید اغلب به دلیل ظاهر چشمگیرشان مورد تحسین قرار میگیرند.
The piebald snake slithered silently through the grass.
مار خاکستری و سفید به آرامی از میان علفها حرکت کرد.
Piebald patterns can be found in various species of animals.
الگوی خاکستری و سفید را میتوان در گونههای مختلف حیوانات یافت.
The piebald puppy wagged its tail happily.
سگ توله خاکستری و سفید با خوشحالی دم خود را تکان داد.
Piebald rabbits are known for their distinctive coat colors.
خرگوشهای خاکستری و سفید به دلیل رنگهای خاص خزشان شناخته میشوند.
The artist painted a piebald landscape with contrasting colors.
هنرمند یک منظره خاکستری و سفید با رنگهای متضاد نقاشی کرد.
Piebald fish can be found in freshwater and saltwater environments.
ماهیهای خاکستری و سفید را میتوان در محیطهای آب شیرین و آب شور یافت.
The piebald pattern on the butterfly's wings was mesmerizing.
الگوی خاکستری و سفید روی بالهای پروانه مسحور کننده بود.
Their name comes from the word 'piebald', which means 'covered in patches of light and dark colors'.
نام آنها از واژهٔ «پایبالد» گرفته شده که به معنای «پوشیده شده با لکههای روشن و تیره رنگ» است.
منبع: Children's Learning ClassroomThese were not just any goats, but Pezzata Mochena, the ancient piebald race of the high Alpine region near the Austrian border.
اینها فقط هر بز نبودند، بلکه بزهای پِزتاتا موچنا بودند، نژاد باستانی پایبالد از منطقه آلپ بالا نزدیک مرز اتریش.
منبع: The Economist (Summary)There was the bossy chestnut, the affectionate one with the piebald comb, the little bantam that had to be plucked out of the tree every evening and put to bed in the coop.
بزرگترِ بداخلاقِ رنگ قهوهای، آنهایی که مهربان بودند با شانهٔ پایبالد، جوجهٔ کوچک بانتام که هر شب باید از درخت بیرون میکشیدند و در لانه میخواباندند.
منبع: After You (Me Before You #2)a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
9. a jester dressed in motley; the painted desert,; a particolored dress; a piebald horse; pied daisies.
9. یک شعبدهباز با لباسهای رنگارنگ؛ صحرای نقاشی شده؛ یک لباس چند رنگه؛ یک اسب رنگ با رنگ؛ گلهای تاجریزی.
The piebald horse trotted gracefully across the field.
اسب خاکستری و سفید به ظرافت در سراسر زمین حرکت کرد.
The piebald cat had unique markings on its fur.
گربه خاکستری و سفید دارای نشانههای منحصر به فرد روی خز خود بود.
Piebald birds are often admired for their striking appearance.
پرندگان خاکستری و سفید اغلب به دلیل ظاهر چشمگیرشان مورد تحسین قرار میگیرند.
The piebald snake slithered silently through the grass.
مار خاکستری و سفید به آرامی از میان علفها حرکت کرد.
Piebald patterns can be found in various species of animals.
الگوی خاکستری و سفید را میتوان در گونههای مختلف حیوانات یافت.
The piebald puppy wagged its tail happily.
سگ توله خاکستری و سفید با خوشحالی دم خود را تکان داد.
Piebald rabbits are known for their distinctive coat colors.
خرگوشهای خاکستری و سفید به دلیل رنگهای خاص خزشان شناخته میشوند.
The artist painted a piebald landscape with contrasting colors.
هنرمند یک منظره خاکستری و سفید با رنگهای متضاد نقاشی کرد.
Piebald fish can be found in freshwater and saltwater environments.
ماهیهای خاکستری و سفید را میتوان در محیطهای آب شیرین و آب شور یافت.
The piebald pattern on the butterfly's wings was mesmerizing.
الگوی خاکستری و سفید روی بالهای پروانه مسحور کننده بود.
Their name comes from the word 'piebald', which means 'covered in patches of light and dark colors'.
نام آنها از واژهٔ «پایبالد» گرفته شده که به معنای «پوشیده شده با لکههای روشن و تیره رنگ» است.
منبع: Children's Learning ClassroomThese were not just any goats, but Pezzata Mochena, the ancient piebald race of the high Alpine region near the Austrian border.
اینها فقط هر بز نبودند، بلکه بزهای پِزتاتا موچنا بودند، نژاد باستانی پایبالد از منطقه آلپ بالا نزدیک مرز اتریش.
منبع: The Economist (Summary)There was the bossy chestnut, the affectionate one with the piebald comb, the little bantam that had to be plucked out of the tree every evening and put to bed in the coop.
بزرگترِ بداخلاقِ رنگ قهوهای، آنهایی که مهربان بودند با شانهٔ پایبالد، جوجهٔ کوچک بانتام که هر شب باید از درخت بیرون میکشیدند و در لانه میخواباندند.
منبع: After You (Me Before You #2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید