Pieceworker is obliged to keep all the documents and letters given by Plan from and kind of damage or loss or leakage.
کارگر پارهوقت موظف است تمام مدارک و نامههای دادهشده توسط طرح را از هرگونه آسیب یا گم شدن یا نشت حفظ کند.
She earns extra money through piecework.
او با انجام کار پارهوقت، پول بیشتری به دست میآورد.
Piecework can be a good way to increase productivity.
انجام کار پارهوقت میتواند راه خوبی برای افزایش بهرهوری باشد.
Many garment factories rely on piecework for their production.
بسیاری از کارخانههای تولید لباس برای تولید خود به کار پارهوقت متکی هستند.
Piecework often requires attention to detail.
انجام کار پارهوقت اغلب نیاز به توجه به جزئیات دارد.
Workers are paid based on the amount of piecework they complete.
کارگران بر اساس میزان کاری که به صورت پارهوقت انجام میدهند، حقوق میگیرند.
Piecework can be a flexible arrangement for some workers.
انجام کار پارهوقت میتواند یک قرارداد انعطافپذیر برای برخی از کارگران باشد.
The company implemented a piecework system to incentivize employees.
شرکت برای تشویق کارکنان، یک سیستم کار پارهوقت اجرا کرد.
Piecework requires accuracy and efficiency.
انجام کار پارهوقت نیاز به دقت و کارایی دارد.
Some people prefer piecework over traditional hourly wages.
برخی از افراد ترجیح میدهند به جای حقوق ساعتی سنتی، کار پارهوقت انجام دهند.
The quality of piecework can sometimes be compromised for speed.
کیفیت کار پارهوقت گاهی اوقات به دلیل سرعت، کاهش مییابد.
He must play the piano every day, after that he must do piecemeal piecework.
او باید هر روز پیانو بزند، پس از آن باید کار تکهبندی انجام دهد.
منبع: Pan PanThat policy was part of a raft of changes, one of which is that the machinists are now paid on a piecework basis, rather than at an hourly rate.
آن سیاست بخشی از مجموعهای از تغییرات بود، یکی از آنها این است که اکنون مکانیکها به جای نرخ ساعتی، بر اساس کار تکهای پرداخت میشوند.
منبع: BEC Higher Listening Test Papers (Volume 2)After his father's death, his mother worked in an umbrella factory ten hours a day and then brought piecework home and worked until eleven o'clock at night.
پس از فوت پدرش، مادرش ده ساعت در روز در یک کارخانه چتر کار میکرد و سپس کار تکهای را به خانه میآورد و تا ساعت یازده شب کار میکرد.
منبع: The virtues of human nature.Pieceworker is obliged to keep all the documents and letters given by Plan from and kind of damage or loss or leakage.
کارگر پارهوقت موظف است تمام مدارک و نامههای دادهشده توسط طرح را از هرگونه آسیب یا گم شدن یا نشت حفظ کند.
She earns extra money through piecework.
او با انجام کار پارهوقت، پول بیشتری به دست میآورد.
Piecework can be a good way to increase productivity.
انجام کار پارهوقت میتواند راه خوبی برای افزایش بهرهوری باشد.
Many garment factories rely on piecework for their production.
بسیاری از کارخانههای تولید لباس برای تولید خود به کار پارهوقت متکی هستند.
Piecework often requires attention to detail.
انجام کار پارهوقت اغلب نیاز به توجه به جزئیات دارد.
Workers are paid based on the amount of piecework they complete.
کارگران بر اساس میزان کاری که به صورت پارهوقت انجام میدهند، حقوق میگیرند.
Piecework can be a flexible arrangement for some workers.
انجام کار پارهوقت میتواند یک قرارداد انعطافپذیر برای برخی از کارگران باشد.
The company implemented a piecework system to incentivize employees.
شرکت برای تشویق کارکنان، یک سیستم کار پارهوقت اجرا کرد.
Piecework requires accuracy and efficiency.
انجام کار پارهوقت نیاز به دقت و کارایی دارد.
Some people prefer piecework over traditional hourly wages.
برخی از افراد ترجیح میدهند به جای حقوق ساعتی سنتی، کار پارهوقت انجام دهند.
The quality of piecework can sometimes be compromised for speed.
کیفیت کار پارهوقت گاهی اوقات به دلیل سرعت، کاهش مییابد.
He must play the piano every day, after that he must do piecemeal piecework.
او باید هر روز پیانو بزند، پس از آن باید کار تکهبندی انجام دهد.
منبع: Pan PanThat policy was part of a raft of changes, one of which is that the machinists are now paid on a piecework basis, rather than at an hourly rate.
آن سیاست بخشی از مجموعهای از تغییرات بود، یکی از آنها این است که اکنون مکانیکها به جای نرخ ساعتی، بر اساس کار تکهای پرداخت میشوند.
منبع: BEC Higher Listening Test Papers (Volume 2)After his father's death, his mother worked in an umbrella factory ten hours a day and then brought piecework home and worked until eleven o'clock at night.
پس از فوت پدرش، مادرش ده ساعت در روز در یک کارخانه چتر کار میکرد و سپس کار تکهای را به خانه میآورد و تا ساعت یازده شب کار میکرد.
منبع: The virtues of human nature.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید