jobwork

[ایالات متحده]/dʒɒb wɜːk/
[بریتانیا]/dʒɑb wɜrk/

ترجمه

n. کار غیررسمی یا موقت

عبارات و ترکیب‌ها

jobwork opportunities

فرصت‌های کاری

jobwork satisfaction

رضایت شغلی

jobwork skills

مهارت‌های شغلی

jobwork performance

عملکرد شغلی

jobwork requirements

الزامات شغلی

jobwork benefits

مزایای شغلی

jobwork experience

تجربه کاری

jobwork environment

محیط کار

jobwork tasks

وظایف شغلی

jobwork training

آموزش شغلی

جملات نمونه

she was praised for her excellent jobwork.

او به خاطر کار عالی‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

his jobwork often exceeds expectations.

اغراقاً کار او از انتظارات فراتر می‌رود.

jobwork requires attention to detail.

کار نیازمند توجه به جزئیات است.

they are hiring someone for jobwork in the marketing department.

آنها برای انجام کار در بخش بازاریابی کسی را استخدام می‌کنند.

her jobwork has significantly improved the team's performance.

کار او به طور قابل توجهی عملکرد تیم را بهبود بخشیده است.

effective jobwork can lead to promotions.

کار مؤثر می‌تواند منجر به ارتقا شود.

he takes pride in his jobwork quality.

او به کیفیت کار خود افتخار می‌کند.

jobwork can sometimes be stressful.

کار گاهی اوقات می‌تواند استرس‌زا باشد.

she completed her jobwork ahead of schedule.

او کار خود را زودتر از موعد به پایان رساند.

good jobwork often gets recognized by management.

اغراقاً کار خوب توسط مدیریت مورد توجه قرار می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید