pietisms

[ایالات متحده]/ˈpaɪətɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈpaɪəˌtɪzəmz/

ترجمه

n. شیوه‌های عبادتی که بر تقوای شخصی تأکید دارند؛ باورها یا شیوه‌های پییتیست‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

pietisms in practice

عملگرایی Pietism

pietisms and theology

Pietism و الهیات

pietisms of faith

Pietism ایمان

pietisms for life

Pietism برای زندگی

pietisms and devotion

Pietism و تعهد

pietisms in worship

Pietism در عبادت

pietisms and ethics

Pietism و اخلاق

pietisms as lifestyle

Pietism به عنوان سبک زندگی

pietisms in community

Pietism در جامعه

جملات نمونه

his pietisms often annoyed his friends.

خوي اشتباهات او اغلب دوستانش را آزار می‌داد.

she expressed her pietisms during the discussion.

او pietisms خود را در طول بحث بیان کرد.

pietisms can sometimes overshadow genuine beliefs.

pietisms گاهی اوقات می‌توانند باورهای واقعی را تحت‌الشعاع قرار دهند.

they were criticized for their pietisms in public.

آنها به دلیل pietisms خود در ملا عام مورد انتقاد قرار گرفتند.

his constant pietisms made him seem insincere.

pietisms دائمی او باعث شد او غیرصادق به نظر برسد.

many people appreciate her pietisms in difficult times.

بسیاری از مردم pietisms او را در زمان‌های سخت ارج می‌نهند.

her pietisms are often reflected in her writing.

pietisms او اغلب در نوشته‌هایش منعکس می‌شود.

he uses pietisms to comfort those in distress.

او از pietisms برای آرام کردن کسانی که در سختی هستند استفاده می‌کند.

pietisms can be a source of strength for some.

pietisms می‌تواند منبع قدرت برای برخی باشد.

her pietisms were evident in her daily actions.

pietisms او در اقدامات روزمره او آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید