pigboat

[ایالات متحده]/ˈpɪɡbəʊt/
[بریتانیا]/ˈpɪɡboʊt/

ترجمه

n. یک زیردریایی
شکل‌های واژه
جمعpigboats

عبارات و ترکیب‌ها

pigboat crew

خدمه قایق سبد

pigboat captain

سرباز قایق سبد

pigboat mission

ماموریت قایق سبد

pigboat design

طراحی قایق سبد

pigboat operations

عملیات قایق سبد

pigboat technology

فناوری قایق سبد

pigboat history

تاریخچه قایق سبد

pigboat training

آموزش قایق سبد

pigboat tactics

تاکتیک های قایق سبد

جملات نمونه

the crew aboard the pigboat faced many challenges.

خدمه کشتی زیردریزی با چالش‌های بسیاری روبرو بودند.

he referred to the old submarine as a pigboat.

او به زیردریایی قدیمی به عنوان پیگ‌بوت اشاره کرد.

they spent months repairing the pigboat for the mission.

آنها ماه‌ها برای انجام ماموریت، پیگ‌بوت را تعمیر کردند.

during the war, many pigboats were deployed for reconnaissance.

در طول جنگ، بسیاری از پیگ‌بوت‌ها برای شناسایی مستقر شدند.

the pigboat sank after a fierce battle.

پیگ‌بوت پس از یک نبرد شدید غرق شد.

life on the pigboat was cramped and challenging.

زندگی روی پیگ‌بوت تنگ و چالش‌برانگیز بود.

they trained extensively to operate the pigboat.

آنها به طور گسترده برای کار کردن با پیگ‌بوت آموزش دیدند.

the pigboat was equipped with advanced technology.

پیگ‌بوت مجهز به فناوری پیشرفته بود.

he shared stories about his time on the pigboat.

او داستان‌هایی در مورد زمان خود در پیگ‌بوت به اشتراک گذاشت.

navigation on the pigboat required special skills.

ناوبری در پیگ‌بوت به مهارت‌های خاصی نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید