pigboat crew
خدمه قایق سبد
pigboat captain
سرباز قایق سبد
pigboat mission
ماموریت قایق سبد
pigboat design
طراحی قایق سبد
pigboat operations
عملیات قایق سبد
pigboat technology
فناوری قایق سبد
pigboat history
تاریخچه قایق سبد
pigboat training
آموزش قایق سبد
pigboat tactics
تاکتیک های قایق سبد
the crew aboard the pigboat faced many challenges.
خدمه کشتی زیردریزی با چالشهای بسیاری روبرو بودند.
he referred to the old submarine as a pigboat.
او به زیردریایی قدیمی به عنوان پیگبوت اشاره کرد.
they spent months repairing the pigboat for the mission.
آنها ماهها برای انجام ماموریت، پیگبوت را تعمیر کردند.
during the war, many pigboats were deployed for reconnaissance.
در طول جنگ، بسیاری از پیگبوتها برای شناسایی مستقر شدند.
the pigboat sank after a fierce battle.
پیگبوت پس از یک نبرد شدید غرق شد.
life on the pigboat was cramped and challenging.
زندگی روی پیگبوت تنگ و چالشبرانگیز بود.
they trained extensively to operate the pigboat.
آنها به طور گسترده برای کار کردن با پیگبوت آموزش دیدند.
the pigboat was equipped with advanced technology.
پیگبوت مجهز به فناوری پیشرفته بود.
he shared stories about his time on the pigboat.
او داستانهایی در مورد زمان خود در پیگبوت به اشتراک گذاشت.
navigation on the pigboat required special skills.
ناوبری در پیگبوت به مهارتهای خاصی نیاز داشت.
pigboat crew
خدمه قایق سبد
pigboat captain
سرباز قایق سبد
pigboat mission
ماموریت قایق سبد
pigboat design
طراحی قایق سبد
pigboat operations
عملیات قایق سبد
pigboat technology
فناوری قایق سبد
pigboat history
تاریخچه قایق سبد
pigboat training
آموزش قایق سبد
pigboat tactics
تاکتیک های قایق سبد
the crew aboard the pigboat faced many challenges.
خدمه کشتی زیردریزی با چالشهای بسیاری روبرو بودند.
he referred to the old submarine as a pigboat.
او به زیردریایی قدیمی به عنوان پیگبوت اشاره کرد.
they spent months repairing the pigboat for the mission.
آنها ماهها برای انجام ماموریت، پیگبوت را تعمیر کردند.
during the war, many pigboats were deployed for reconnaissance.
در طول جنگ، بسیاری از پیگبوتها برای شناسایی مستقر شدند.
the pigboat sank after a fierce battle.
پیگبوت پس از یک نبرد شدید غرق شد.
life on the pigboat was cramped and challenging.
زندگی روی پیگبوت تنگ و چالشبرانگیز بود.
they trained extensively to operate the pigboat.
آنها به طور گسترده برای کار کردن با پیگبوت آموزش دیدند.
the pigboat was equipped with advanced technology.
پیگبوت مجهز به فناوری پیشرفته بود.
he shared stories about his time on the pigboat.
او داستانهایی در مورد زمان خود در پیگبوت به اشتراک گذاشت.
navigation on the pigboat required special skills.
ناوبری در پیگبوت به مهارتهای خاصی نیاز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید