pigling

[ایالات متحده]/ˈpɪɡlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪɡlɪŋ/

ترجمه

n. خوک جوان؛ بچه خوک

عبارات و ترکیب‌ها

cute pigling

خوک کوچک بامزه

little pigling

خوک کوچک

tiny pigling

خوکک کوچک

happy pigling

خوک کوچک خوشحال

playful pigling

خوک کوچک بازیگوش

sleepy pigling

خوک کوچک خواب آلود

charming pigling

خوک کوچک جذاب

adorable pigling

خوک کوچک دوست داشتنی

plump pigling

خوک کوچک چاق

friendly pigling

خوک کوچک دوستانه

جملات نمونه

the pigling is playing in the mud.

نی‌نی در گل بازی می‌کند.

she adopted a pigling from the farm.

او یک نی‌نی را از مزرعه به فرزندی پذیرفت.

the pigling squealed happily when fed.

وقتی غذا می‌دادند، نی‌نی با خوشحالی جیغ می‌کشید.

we saw a pigling at the petting zoo.

ما یک نی‌نی را در باغ وحش دیدیم.

the farmer raised a pigling for the festival.

کشاورز نی‌نی را برای جشنواره بزرگ کرد.

the children loved to watch the pigling run.

بچه‌ها عاشق تماشای دویدن نی‌نی بودند.

it is cute to see a pigling sleeping.

دیدن نی‌نی در حال خوابیدن زیباست.

the pigling followed its mother everywhere.

نی‌نی همه جا مادرش را دنبال می‌کرد.

they named the pigling pinky.

آنها نام نی‌نی را پنکی گذاشتند.

a pigling can grow into a large pig.

یک نی‌نی می‌تواند به یک خوک بزرگ تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید