porker

[ایالات متحده]/ˈpɔːkə/
[بریتانیا]/ˈpɔrkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خوک خوراکی، به ویژه یک خوک جوان چاق؛ یک خوک جوان که برای غذا پرورش داده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

big porker

خوک بزرگ

porker belly

شکم خوک

porker roast

گوشت خوک کبابی

porker chop

کتلت خوک

porker sausage

سوسیس خوک

porker ribs

دنده خوک

porker stew

خورش خوک

porker sandwich

ساندویچ خوک

porker tenderloin

ماهیچه خوک

porker kebab

کباب خوک

جملات نمونه

the farmer raised a large porker for the county fair.

کشاورز یک خوک بزرگ را برای نمایشگاه شهرستان پرورش داد.

they decided to name their pet pig 'porker'.

آنها تصمیم گرفتند حیوان خانگی خود را 'خوک' نامگذاری کنند.

he joked that he was the biggest porker at the barbecue.

او شوخی کرد که او بزرگترین خوک در باربکیو بود.

she won a prize for the best porker in the competition.

او جایزه ای برای بهترین خوک در مسابقه برد.

the porker was known for its delicious meat.

خوک به دلیل گوشت خوشمزه اش معروف بود.

they plan to breed a new line of porkers.

آنها قصد دارند یک خط جدید از خوک ها را پرورش دهند.

the children loved to watch the porker roll in the mud.

بچه ها از تماشای غلتیدن خوک در گل لذت می بردند.

after the feast, there was hardly any porker left.

بعد از مهمانی، تقریباً هیچ خکی باقی نمانده بود.

he raised a prize-winning porker every year.

او هر سال یک خوک برنده جایزه پرورش می داد.

the porker quickly became the star of the farm.

خوک به سرعت به ستاره مزرعه تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید