pigskins and leather
چرم و تسمههای خوک
pigskins for sale
تسمههای خوک برای فروش
pigskins on display
نمایش تسمههای خوک
pigskins in stock
تسمههای خوک در انبار
pigskins collection
کلکسیون تسمههای خوک
pigskins used
تسمههای خوک استفاده شده
pigskins quality
کیفیت تسمههای خوک
pigskins market
بازار تسمههای خوک
pigskins supplier
تامینکننده تسمههای خوک
pigskins accessories
لوازم جانبی تسمههای خوک
he threw the pigskins with great accuracy.
او با دقت زیاد سنگهای خوک را پرتاب کرد.
the team practiced passing pigskins every afternoon.
تیم هر بعد از ظهر تمرین پاس دادن سنگهای خوک را انجام میداد.
she bought a pair of shoes made from pigskins.
او یک جفت کفش که از سنگهای خوک ساخته شده بود خرید.
they used pigskins for the football game.
آنها از سنگهای خوک برای بازی فوتبال استفاده کردند.
the coach emphasized the importance of catching pigskins.
مربی بر اهمیت گرفتن سنگهای خوک تاکید کرد.
pigskins are often used in traditional football.
سنگهای خوک اغلب در فوتبال سنتی استفاده میشوند.
he learned to throw pigskins like a pro.
او یاد گرفت که مانند یک حرفهای سنگهای خوک را پرتاب کند.
they organized a game with pigskins on the weekend.
آنها یک بازی با سنگهای خوک در آخر هفته سازماندهی کردند.
the quality of pigskins affects the game performance.
کیفیت سنگهای خوک بر عملکرد بازی تأثیر میگذارد.
she is skilled at sewing pigskins for crafts.
او در دوختن سنگهای خوک برای صنایع دستی مهارت دارد.
pigskins and leather
چرم و تسمههای خوک
pigskins for sale
تسمههای خوک برای فروش
pigskins on display
نمایش تسمههای خوک
pigskins in stock
تسمههای خوک در انبار
pigskins collection
کلکسیون تسمههای خوک
pigskins used
تسمههای خوک استفاده شده
pigskins quality
کیفیت تسمههای خوک
pigskins market
بازار تسمههای خوک
pigskins supplier
تامینکننده تسمههای خوک
pigskins accessories
لوازم جانبی تسمههای خوک
he threw the pigskins with great accuracy.
او با دقت زیاد سنگهای خوک را پرتاب کرد.
the team practiced passing pigskins every afternoon.
تیم هر بعد از ظهر تمرین پاس دادن سنگهای خوک را انجام میداد.
she bought a pair of shoes made from pigskins.
او یک جفت کفش که از سنگهای خوک ساخته شده بود خرید.
they used pigskins for the football game.
آنها از سنگهای خوک برای بازی فوتبال استفاده کردند.
the coach emphasized the importance of catching pigskins.
مربی بر اهمیت گرفتن سنگهای خوک تاکید کرد.
pigskins are often used in traditional football.
سنگهای خوک اغلب در فوتبال سنتی استفاده میشوند.
he learned to throw pigskins like a pro.
او یاد گرفت که مانند یک حرفهای سنگهای خوک را پرتاب کند.
they organized a game with pigskins on the weekend.
آنها یک بازی با سنگهای خوک در آخر هفته سازماندهی کردند.
the quality of pigskins affects the game performance.
کیفیت سنگهای خوک بر عملکرد بازی تأثیر میگذارد.
she is skilled at sewing pigskins for crafts.
او در دوختن سنگهای خوک برای صنایع دستی مهارت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید