pilaws

[ایالات متحده]/ˈpɪlɒːz/
[بریتانیا]/ˈpɪlɔːz/

ترجمه

n. یک ظرف برنج که در یک آبگوشت طعم‌دار پخته شده است، معمولاً با گوشت یا سبزیجات؛ نوعی از پلو

عبارات و ترکیب‌ها

chicken pilaws

پلوی مرغ

vegetable pilaws

پلوی سبزیجات

spiced pilaws

پلوی ادویه‌دار

lamb pilaws

پلوی گوشت بره

beef pilaws

پلوی گوشت گاو

rice pilaws

پلوی برنج

herbed pilaws

پلوی گیاهی

seafood pilaws

پلوی دریایی

nut pilaws

پلوی آجیله

fruity pilaws

پلوی میوه‌ای

جملات نمونه

she made delicious pilaws for dinner.

او پلوهای خوشمزه برای شام درست کرد.

pilaws can be made with various spices.

می‌توان پلوها را با انواع ادویه‌جات درست کرد.

he learned to cook pilaws from his grandmother.

او طرز تهیه پلو را از مادربزرگش یاد گرفت.

they served pilaws at the wedding reception.

آنها در مهمانی عروسی پلو سرو کردند.

pilaws are a popular dish in many cultures.

پلوها در بسیاری از فرهنگ‌ها یک غذای محبوب هستند.

adding nuts can enhance the flavor of pilaws.

اضافه کردن مغزها می‌تواند طعم پلوها را افزایش دهد.

pilaws can be served as a side dish or a main course.

می‌توان پلوها را به عنوان غذای جانبی یا غذای اصلی سرو کرد.

he prefers chicken pilaws over beef ones.

او ترجیح می‌دهد پلوهای مرغ را به پلوهای گوشت.

vegetable pilaws are a great option for vegetarians.

پلوهای سبزیجات یک گزینه عالی برای گیاهخواران است.

she garnished the pilaws with fresh herbs.

او پلوها را با سبزیجات تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید