data piler
جمعکننده داده
file piler
جمعکننده فایل
stack piler
جمعکننده پشته
cargo piler
جمعکننده بار
material piler
جمعکننده مواد
bulk piler
جمعکننده عمده
pallet piler
جمعکننده پالت
load piler
جمعکننده بار
product piler
جمعکننده محصول
material handling piler
جمعکننده مواد و تجهیزات
the construction worker used a piler to lift heavy materials.
کارگر ساختمانی از یک پیلر برای بلند کردن مصالح سنگین استفاده کرد.
she is an expert in operating a piler for warehouse management.
او در کار با پیلر برای مدیریت انبار تخصص دارد.
the piler is essential for stacking goods efficiently.
پیلر برای چیدن کالاها به طور کارآمد ضروری است.
he learned how to handle a piler during his training.
او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش خود با پیلر کار کند.
the piler can lift items up to several tons.
پیلر می تواند اقلام را تا چند تن بلند کند.
using a piler reduces the risk of injury on the job.
استفاده از پیلر خطر آسیب دیدگی در محل کار را کاهش می دهد.
they invested in a new piler to improve their efficiency.
آنها برای بهبود کارایی خود در یک پیلر جدید سرمایه گذاری کردند.
the piler was malfunctioning, causing delays in the project.
پیلر دچار نقص فنی شده بود که باعث تاخیر در پروژه شد.
proper training is necessary to operate a piler safely.
برای کار کردن ایمن با پیلر آموزش مناسب لازم است.
he has been working with a piler for over a decade.
او بیش از یک دهه است که با پیلر کار می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید