pillbox

[ایالات متحده]/'pɪlbɒks/
[بریتانیا]/'pɪlbɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف دارو
ساختار تقویت شده
[Slang] خانه کوچک.
Word Forms
جمعpillboxes

عبارات و ترکیب‌ها

weekly pillbox

جعبه قرص هفتگی

daily pillbox

جعبه قرص روزانه

pillbox organizer

سازنده جعبه قرص

pillbox reminder

یادآور جعبه قرص

جملات نمونه

a darling little pillbox hat.

یک کلاه کوچک و دوست‌داشتنی

She kept her medication organized in a pillbox.

او داروهايش را به طور منظم در جعبه قرص نگه داشت.

The old man always carries a pillbox in his pocket.

مرد مسن همیشه یک جعبه قرص در جیب خود حمل می‌کند.

I need to refill my pillbox for the week.

من باید جعبه قرص خود را برای هفته پر کنم.

The nurse handed out pillboxes to the patients.

پرستار جعبه‌های قرص را بین بیماران توزیع کرد.

She decorated her pillbox with colorful stickers.

او جعبه قرص خود را با برچسب‌های رنگارنگ تزئین کرد.

The pillbox was labeled with the days of the week.

جعبه قرص با روزهای هفته برچسب‌گذاری شده بود.

He opened the pillbox and took out a painkiller.

او جعبه قرص را باز کرد و یک مسکن بیرون آورد.

The pillbox is small enough to fit in a purse.

جعبه قرص به اندازه‌ای کوچک است که در یک کیف جا شود.

She forgot to bring her pillbox on the trip.

او فراموش کرد جعبه قرص خود را در سفر بیاورد.

The pillbox has compartments for morning and evening doses.

جعبه قرص دارای محفظه‌هایی برای دوز صبح و عصر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید