pillion

[ایالات متحده]/'pɪljən/
[بریتانیا]/'pɪlɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی پشت راننده بر روی موتور سیکلت و غیره.
Word Forms
جمعpillions

عبارات و ترکیب‌ها

riding pillion

نشستن بر روی موتورسیکلت

pillion passenger

سرنشین موتورسیکلت

motorcycle pillion

سرنشین موتورسیکلت

pillion seat

صندلی سرنشین موتورسیکلت

جملات نمونه

Was a pillion passenger being carried?

آیا یک مسافر زین‌نشین حمل می‌شد؟

He drove his motorbike, with me riding pillion.

او موتورسیکلتش را راند، من هم به عنوان سرنشین عقب سوار شدم.

I had a terrifying journey on the pillion seat of a Honda 750.

من یک سفر وحشتناک را روی زین موتوری هوندا 750 داشتم.

can you keep your saddle, or shall I carry you on a pillion?.

آیا زین خود را نگه می‌دارید یا می‌خواهم شما را روی زین حمل کنم؟

I was riding Kevin's wife's bike.She took up the pillion seat behind Kev.

من در حال رانندگی با موتورسیکلت همسر کاوین بودم. او زین موتوری را پشت کاوین اشغال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید