pils

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گلوله، قرص؛ توپ کوچک، کلاله؛ تقسیم یک مأموریت پروازی.

عبارات و ترکیب‌ها

pilates

پيلاتس

pilot

خلبان

pilgrimage

زیارت

pillow

بالش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید