pinecone

[ایالات متحده]/ˈpaɪnˌkoʊn/
[بریتانیا]/ˈpaɪnˌkoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختاری سخت، چوبی و دانه‌دار که توسط درختان کاج تولید می‌شود
Word Forms
جمعpinecones

عبارات و ترکیب‌ها

pinecone tree

درخت مخروطی

pinecone craft

هنر و کاردستی مخروطی

pinecone collection

گردآوری مخروطی

pinecone decoration

تزئینات مخروطی

pinecone cone

مخروط کاج

pinecone seed

بذر مخروطی

pinecone art

هنر مخروطی

pinecone wreath

تاج گل مخروطی

pinecone nature

طبیعت مخروطی

pinecone habitat

زیستگاه مخروطی

جملات نمونه

pinecones fall from the trees in autumn.

کُنده‌های کاج از درختان در فصل پاییز می‌افتند.

we collected pinecones for our craft project.

ما کُنده‌های کاج را برای پروژه صنایع دستی خود جمع‌آوری کردیم.

the squirrel hid a pinecone in the ground.

سنجاب یک کُنده‌ی کاج را در زمین پنهان کرد.

pinecones are often used in holiday decorations.

کُنده‌های کاج اغلب در تزئینات تعطیلات استفاده می‌شوند.

children love to paint pinecones in art class.

بچه‌ها عاشق نقاشی کردن کُنده‌های کاج در کلاس هنر هستند.

pinecones can be found in many forests.

کُنده‌های کاج را می‌توان در بسیاری از جنگل‌ها پیدا کرد.

some birds use pinecones to build their nests.

برخی از پرندگان از کُنده‌های کاج برای ساخت لانه‌های خود استفاده می‌کنند.

the pinecone opened up in the warm sun.

کُنده‌ی کاج در آفتاب گرم باز شد.

we learned about the life cycle of pinecones.

ما در مورد چرخه زندگی کُنده‌های کاج یاد گرفتیم.

pinecones come in various shapes and sizes.

کُنده‌های کاج در اشکال و اندازه‌های مختلف وجود دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید